تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
( ( 2045 ) ) بر زمين پهلوت را آرام نيست * دان كه در خانه لحاف و بسترى است
ن 727 3 - ك 248 21 دان كه در خانه : امر از دانش ، يعنى بدان كه .
( ( 2046 ) ) بىمقر گاهى نباشد بىقرار * بىخمار اشكن نباشد اين خمار
ن 727 4 - ك 248 22 بىمقرگاهى : يعنى حركت ، چنان كه ما مِنْه مىخواهد ، ما اِلَيْه مىخواهد * ( أَنَّ إِلى رَبِّكَ اَلْمُنْتَهى . 53 : 42 ( 1 )
( ( 2048 ) ) يا رسول الله جوان ار شير زاد * غير مرد پير سر لشكر مباد
ن 727 6 - ك 248 23 ار شير زاد : ار مخفّفِ اگر .
( ( 2055 ) ) برگ بىبرگى نشان عارفى است * زردى زر سرخ رويى صيرفى است
ن 727 13 - ك 248 26 صيرفى : صرّاف .
( ( 2056 ) ) آن كه او گل عارضست ار نو حَظست * او به مكتب گاه محبر نو خط است
ن 727 14 - ك 248 27 محبر : محل حبر و سياهىِ مداد ، يعنى دوات .
( ( 2057 ) ) حرفهاى خط او كژ مژ بود * مزمن عقل است اگر تن مىدود
ن 727 15 - ك 248 27 كژ مژ : هر دو فارسى ، و ثانى مهملِ اوّل ، چون كج مج مزمن عقل است : يعنى عقلش زمينگير است . و در نسخه اى « خرّ من عقل است اگر تن مىدود » عربى است ، چون عزّ مَنْ قائل . و كلمهء من بيان مىكند ضمير خرّ يا عزّ را ، و مدخول آن در معنى فاعل است .
( ( 2059 ) ) گر مثل خواهى به جعفر درنگر * داد حق بر جاى دست و پاش پر
ن 727 17 - ك 248 28 به جعفر : طيّار .
گر ز اسرار سخن بويى برى من سخن گويم چو زرّ جعفرى
ن ندارد - ك 248 29
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء نجم آيهء 42 . .