شبه : فارسى . سنگ معروفى كه املس و بسيار سياه است .
يم شود : آن ور در بزرگى چون بحر شود .
( ( 1861 ) ) ز ان جراى خاص هر كآگاه شد * او سزاى قرب و اجرا آكاه شد
ن 718 5 - ك 245 27
اجر آكاه شد : مزد را كاهاند . كما قال امير المؤمنين على - عليه السلام - ما عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نارِكَ وَلا طَمَعاً لِجَنَّتِكَ وَإنَّما وَجَدْتُكَ أهْلًا لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُكَ . ( 1 )
( ( 1870 ) ) تو چه كرمى در ميان سيب در * وز درخت و باغبانى بىخبر
ن 718 14 - ك 245 33
تو چه كرمى : چنان كه امير خسرو هم مطابق فرموده ى مولوى گفته است :
تو پندارى جهانى غير از اين نيست
زمين و آسمان غير ازين نيست
چو آن كرمى كه در گندم نهان است
زمين و آسمان او همان است
( ( 1871 ) ) آن يكى كرم دگر در سيب هم * ليك جانش از برون صاحب علم
ن 718 15 - ك 245 33
آن يكى كرم دگر : * ( أَصْلُها ثابِتٌ وَفَرْعُها فِي اَلسَّماءِ 14 : 24 ( 2 )
( ( 1875 ) ) دايه اش پنبه است اول ليك اخير * مىرساند شعلهها او تا اثير
ن 718 19 - ك 245 35
اثير : به ثاى مثلثه ، مختار . و اجرام علويه را اثير گويند .
( ( 1877 ) ) در پناه پنبه و كبريتها * شعله و نورش بر آيد بر سُها
ن 718 21 - ك 245 36
سُها : از كواكب ثابته است بر ذنب دبّ اكبر ، و نور چشم را به رؤيت آن اختبار كنند .
( ( 1878 ) ) عالم تاريك روشن مىكند * كندهء آهن به سوزن مىكند
ن 718 22 - ك 245 37
كندهء آهن : به كاف عربى و فارسى توان خواند .
( ( 1879 ) ) گر چه آتش نيز هم جسمانى است * نه ز روح است و نه از روحانى است
ن 719 1 - ك 245 37
هامش
( 1 ) وافى فيض كاشانى ، ج 3 ، ص 70 با اندك اختلاف . .
( 2 ) اقتباس از قرآن كريم سورهء ابراهيم آيهء 24 . .