تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
از حجاب پنج و شش : مراد مشاعر ظاهره و باطنهء طبعيهء ده گانه و عقل فكرى است كه حُجُباند از كشف حقايق و رقايق .
( ( 1812 ) ) گاه سرخ و گاه زرد و گه سفيد * مىشود رويت چه حال است و نويد
ن 715 19 - ك 244 36 گاه سرخ و گاه زرد و گه سفيد : مراد احكام طبع و مثال و عقل است . چه درهء حمرا و درهء صفرا و درهء بيضا بر عالم طبع و عالم مثال و عالم عقل اطلاق كنند . و چون در يقظه بود ، احوال اين عالم ثلاثه بر او طارى مىشد .
( ( 1822 ) ) خود نه آن بوى است اين كاندر جهان * صد هزاران پرده اش دارد نهان

ن 716 7 - ك 245 3 خود نه آن بوى است : استفهام انكارى است . و اشارت است به حديث شريف اِنَّ لِلَّه فى اَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحاتٌ ألا فَتَعَرٌضُوا لَها . ( 1 ) صد هزاران : شيخ عطَّار هم فرمود :

صد هزاران پرده دارد بيشتر هم ز نور و هم ز ظلمت پيش در
( ( 1825 ) ) لطف كن اى راز دان رازگو * آن چه بازت صيد كردش باز گو
ن 716 10 - ك 245 4 آن چه بازت : مراد « باز » ى است كه از طيور است . و احتمال ديگر هم مىرود .
( ( 1828 ) ) بوى رامين مىرسد از جان ويس * بوى يزدان مىرسد هم از اويس
ن 716 13 - ك 245 6 بوى رامين مىرسد از جان ويس : ظاهر چنين مىنمايد كه عكس آن شب باشد . چه رامين نام عاشقِ ويسه ، و ويسه نامِ معشوقِ اوست . و هر دو فارسى . و مراد رسيدن بوى معشوق است از جانب عاشق . ليكن آن چه مولوى فرموده ، حق ، همان است . اما اولًا : در مقام تصالح الاضداد ، هر گاه از فرعون با كمال معادات با موسى به « موسى » تعبير شود ، چنان كه فرموده : موسيى با موسيى در جنگ شد پس چه مىگويى با علاقهء عشقيه كه مؤدى شود به اتحاد ميان عاشق و معشوق . كما قيل : أَنَا مَنْ أهْوى وَمَنْ أهْوى أنْا چه عاشق و معشوق ز يك مصدرند و اما ثانياً : از معشوق بوى عاشق شنيدن ، اوفق است به استشمام كردن سلطان ابا يزيد
هامش
( 1 ) حلية الأولياء ، ج 1 ، ص 221 . .