تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢

* ( إِلَّا مَنِ اِسْتَرَقَ اَلسَّمْعَ . 15 : 18 ( 1 ) [ عنوان ] انهم جواسيس القلوب فجالسوهم بالصدق ن 714 19 - ك 244 23 انهم جواسيس القلوب : اقتباس از حديث نبوى است كه إِذا جالَسْتُمْ أهْلَ الصِّدْقِ فَجالِسُوهُمْ بِالصِّدْقِ فَإنَّهُمْ جَواسيسُ القُلُوبِ يَدْخُلُونَ فى قُلُوبِكُمْ وَيَنْظُروُنَ اِلى هِمَمِكُمْ . ( 2 )

( ( 1798 ) ) هم ز نبضت هم ز چشمت هم زرنگ * صد سقم بينند در تو بىدرنگ
ن 715 2 - ك 244 26 هم ز نبضت : عملت . هم ز چشمت : دانشت . هم زرنگ : سيمايت .
( ( 1808 ) ) آن ز سردىّ هوا آبى شدست * از درون كوزه نم بيرون نجست
ن 715 15 - ك 244 34 نم بيرون نجست : چنان كه در حكمت طبيعى مقرّر است كه هواى مطيف به طاس مكبوب بريخ از شدّت برودت طاس منقلب به آب مىشود ، و مانند شبنم بر بالاى طاس قرار مىگيرد ، نه آن كه آبى از درون طاس بيرون آمده باشد ، و نه از خارج طاس نزول كرده باشد . و مقصود مولوى آن است كه روح امرى عارف كه متصل شد به لوح محفوظ و به عالم لاهوت قواى آن هم در يقظه مشايعت كردند نظر به قوّت آن روح ، پس چنان كه روح حقايق را مشاهده مىكند ، قوى و مشاعر هم رقايق مثاليه را مشاهده مىكنند به حيثيتى كه مؤدّى مىشود به حسّ مشترك ، كه مثل آيينهء دو رويى است ، گاه از ظاهر صورت در آن مىافتد ، و گاه از باطن . پس به همين حسّ مشترك صورِ مليحه و اصوات فصيحه و روايح طيّبه و غيرها - كه امثله و حكايات حقايقاند - درك مىكند . پس چنان كه مدارك تابع اعلى المدارك شدند ، مدركات بالعرض هم كه موجودات طبيعيه‌اند ، مستهلك در مدركات بالذّات از قُوى گرديدند و مكيّف شدند بالعرض به كيفيّات آن صور بهيّه . مانند مكيّف شدن هوا به برودت آب كوزه و يخ طاس ، و مصوّر شدن او به صورت آب .
( ( 1811 ) ) پس بپرسيدش كه اين احوال خوش * كه برون است از حجاب پنج و شش
ن 715 18 - ك 244 35
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء حجر آيهء 18 . .
( 2 ) منبع يافت نشد . .