طال بقاش : يعنى طال بقاؤه - كه در تمجيد مىگويند . مقصود آن است كه به زيباى ظاهرى فريفته مشو .
( ( 1664 ) ) نور از آن خوردن نشد افزون و بيش * بل همان سان است كو بودست پيش
ن 708 12 - ك 242 26
نور از آن خوردن : چه گذشت كه معنى افاضت آن است كه اثر از فيّاض بيايد به طريقى كه از او نكاهد و در عود چيزى بر آن نيفزايد ، كه غير اين ، توليد است - نه افاضت ، وَهُوَ * ( لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ . 112 : 3 ( 1 )
( ( 1665 ) ) در اثر افزون شد و در ذات نى * ذات را افزونى و آفات نى
ن 708 13 - ك 242 26
در اثر افزون شد : يعنى در وقت ابداء ، نه در افناء - اگر چه كلام در آن بود - بدليل قولش حق ز ايجاد . . .
( ( 1666 ) ) حق ز ايجاد جهان افزون نشد * آن چه اوّل آن نبود اكنون نشد
ن 708 14 - ك 242 27 آن چه اوّل . . . : يعنى خلق در حق نبود ، اكنون هم نيست ، پس افزونى نيست . يا معنى آن است كه ماهيّات ، امور اعتباريهاند ، و الأعيان الثابتة ما شمت رائحة الوجود قطُّ و لن يشم بعدُ . پس عدم محض موجب فزونى نشود . اين حكمِ مظاهر است . و اينكه فرموده در اثر افزونى است ، حكمِ ظهور است ، كه افزونى و تفاوت در ظهور است نه در ظاهر . چنان كه فرمود : شد فزونىّ اثر اظهار او . [ عنوان ] تفسير * ( فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِه خِيفَةً مُوسى قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ اَلأَعْلى 20 : 67 - 68 ( 2 ) ن 708 18 - ك 242 30 فاوجس : الوجس به وزن الوعد الفزع يقع فى القلب و الصوت الخفى فاوجس اى احس و اضمر .
( ( 1674 ) ) هر كسى را دعوى حسن و نمك * سنگ مرگ آمد نمكها را محك
ن 709 1 - ك 242 34
سنگ مرگ : اعمّ است از مرگ اختيارى و اضطرارى و فناء فى الله كه حق توحيد خاصى ، و توحيد خاصى معيار فرق ميان معجزه و سحر است .
هامش
( 1 ) اقتباس از قرآن كريم سورهء توحيد آيهء 3 . .
( 2 ) قرآن كريم سورهء طه آيهء 67 . .