اخيار يار و فجار جار ، جناس ناقص و در همه جناس مزدوج علاوه است . مثل قول حق تعالى * ( مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ . 27 : 22 ( 1 ) و قولهم النبيذ به غير النغم غم و به غير الدسم سم
( ( 1637 ) ) هست موسى پيش قبطى مستهان * هست هامان پيش سبطى همچنان
ن ندارد - ك 242 9
مستهان : حقير و درين بيت صنعت ذى القافيتين است .
( ( 1644 ) ) جبر بودى كى پشيمانى بدى * ظلم بودى كى نگهبانى بدى
ن 707 14 - ك 242 14
كى پشيمانى بدى : چنان كه گذشت .
( ( 1646 ) ) اى بكرده اعتماد واثقى * بر دم و بر چاپلوس فاسقى
ن 707 16 - ك 242 17
اى بكرده : اى نموده اعتماد محكمى بر حيات دنيا كه دمى بيش نيست ، و بر چاپلوسى بزرگى از اهل دنيا . و به حسب تأويل چاپلوسى و اطاعت نفس امّاره مراد است ، چنان كه تصريح به نفس مىفرمايد .
( ( 1647 ) ) قبّه اى بر ساختستى از حباب * آخر آن خيمه است بس واهى طناب
ن 707 17 - ك 242 17
واهى : سست .
( ( 1651 ) ) اهل آن عالم چو آن عالم زبر * تا ابد در عهد و پيمان مستمر
ن 707 21 - ك 242 19
زبر : به زاى معجمه و باى موحده ، به وزن فلز ، قوىِ شديد .
( ( 1653 ) ) كى شود پژمرده ميوهء آن جهان * شادى عقلى نگردد اَندُهان
ن 708 1 - ك 242 20
اندهان : فارسى ، جمع انده ، مخفّف اندوه .
( ( 1657 ) ) آب وحى حق بدين مرده رسيد * شد ز خاك مرده اى زنده پديد
ن 708 5 - ك 242 22
آب وحى حق : مراد ايمان است . چنان كه شيخ عطَّار فرمايد :
آفرين جان آفرين پاك را
آن كه جان بخشيد و ايمان خاك را
( ( 1658 ) ) تا نيايد وحى تو غرّه مباش * تو بدان گلگونه اى طال بقاش
ن 708 6 - ك 242 23
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء نمل آيهء 22 . .