ز انكه در حرص : * ( نَسُوا الله فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ . 59 : 19 ( 1 )
( ( 1573 ) ) كه موافق هست با اقرار تو * تا منافقوار نبود كار تو
ن 704 1 - ك 241 9 كه موافق : مثلًا اقرار زبان لا اِله اِلَّا الله است ، و ليكن إله متخذ دارى ، كما قال تعالى * ( أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اِتَّخَذَ إِلهَه هَواه . 45 : 23 ( 2 ) و رقّ اكوانى و مستمسِك به عروة الوثقى - كه توحيد است - نشده ، پس در باطن ، كفرِ نفاق دارى
( ( 1574 ) ) چون جوالى بس گرانى مىبرى * ز ان نبايد كم كه در وى بنگرى
ن 704 2 - ك 241 10
چون جوالى : نظير فردى است كه از مولوى است :
گم شده نقد و قماش حوريان قدس را
در جوال تركمانى يافتم دانى كه چيست
زشت نبود كاين جوال پر ز ريگ
مىكشىّ و باشد آن هم مرده ريگ
ن ندارد - ك 241 12
آن هم مرده ريگ : يعنى پر از ريگى است وجود تو ، كه عبارت از نقوش پراكندهء اغيار باشد ، و رسوم و علوم به جزئيّات بىوفا ، و آن هم موروثه و مخلَّفه از غير - ميّتاً عن ميّتٍ
چون نمىتانى كه پر لعلش كنى
هم نهى بهتر چو هم جنس تنى
ن ندارد - ك 241 12
چون نمىتانى : يعنى چون جوال كالبد يا وجود محدود مجازى را پر از جواهر معارف الهيّه نمىكنى ، و تخليه و تحليه - هر دو - را موفّق نمىشوى ، از سوء استعدادت ، بارى از تخليه مگذر ، كه تهى ، بهتر ، كه هم جنس تن - كه شهوت و غضب است - در آن باشد . پس ياى « تنى » ياى تنكير است ، نه ياى خطاب . و گويا نسخهء اصح « ز هم جنس » باشد .
( ( 1578 ) ) يك فقيهى ژندهها در چيده بود * در عمامهء خويش در پيچيده بود
ن 704 8 - ك 241 14
يك فقيهى ژنده : به ژاى فارسى ، پاره و كهنه .
( ( 1580 ) ) ژندهها از جامهها پيراسته * ظاهراً دستار از آن آراسته
ن 704 10 - ك 241 15
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء حشر آيهء 19 . .
( 2 ) قرآن كريم سورهء جاثيه آيهء 23 . .