ن 701 4 - ك 240 11 كه تعلق با همين دنياستش : معلَّق فرمود مذموميّت اين علوم را به تعلَّقِ به دنيا - كه للدنيا تحصيل شود ، و عمر در تفاصيل آنها صرف شود ، و از معرفت خود شناسى و خدا شناسى و فرمانِ خدا شناسى طرفى نبندد . و الَّا اصول اينها در معارف به كار است . و قدرى از احوال نجوم را رسيدن ، متحقّق شدن است به مضمون كريمهء * ( وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ اَلسَّمواتِ وَاَلأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ اَلنَّارِ . 3 : 191 ( 1 ) و دانش كليّات طب ، بابى از معرفت نفس است . و اما فلسفه نضيجهء [ ؟ ] حقّه نيست ، مگر معارف ثلاثه - كه گفتيم - و دانش مقاماتى است كه عرفاء شامخين رسيدهاند . چه ، فلسفه تشبّه به إله است علماً و عملًا . يعنى تخلَّق به اخلاق الله - كه در حديث نبوى مذكور است . ( 2 ) و در چنين علمى مولوى قدح نمىكند - و اين واضح است . و ديگر آن كه اقتصار به دانش و عدم تخطى به مقامِ بينش ، قصور است . عين اليقين و حق اليقين را چه نسبت به علم اليقين ؟
شرح مثنوى — صفحة 317
مساهمون: مصطفى بروجردى
ص٣١٧
خر شود : چه اوصاف خر كه از سنخ شهوت و غضب است بر او غالب شد . و شيئيّت بدن به نفس است ، و تماميّت جنس به فصل حقيقى ، و ماده به فعليّت . و آن چه فعليّت و نفس اين قسم است با فعليّت و نفس بهايم بىتفاوت است . و لكن تناسخ محال است .
( ( 1513 ) ) او ز حيوانها فزونتر جان كند * در جهان باريك كارىها كند
ن 700 22 - ك 240 9
او ز حيوانها : اشارت است به عذاب او به جهت استعداد و قابليت او براى تحصيل معارف .
و لكن سدّ حاجزى واقع شد - كه ملكات رذيله باشد .
( ( 1517 ) ) كه تعلَّق با همين دنياستش * ره به هفتم آسمان بر نيستش
( ( 1524 ) ) يقظه آمد حس حيوانى نماند * انعكاس حس خود از لوح خواند
ن 701 11 - ك 240 14
يقظه آمد حس حيوانى نماند : اَلنَّاسُ نِيامٌ إِذا ماتُوا اِنتَبَهُوا . ( 3 )
( ( 1530 ) ) گر بلاذر خورد او افيون شود * سكته و بىعقليش افزون شود
ن 701 19 - ك 240 19
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء آل عمران آيهء 191 . .
( 2 ) شرح منازل السائرين عبد الرزاق الكاشانى ، ص 235 . .
( 3 ) شرح تعرّف ، ج 3 ، ص 60 . .