( ( 1491 ) ) خردهاى خدمتش بگذاشتى * بد سگاليدى نكو پنداشتى
ن 699 14 - ك 239 31
بد سگاليدى : بَد انديشيدى . فارسى .
( ( 1493 ) ) عقل او كم بود و حرص او فزون * چون جرى كم ديد شد تند و حرون
ن 699 16 - ك 239 32
جرى : به وزن غنى . وظيفه و مستمرّى جارى على الاتصال . و مىشود ياى نسبت و مخفف اجرى باشد ، از اجر به معنى مزد .
ور بتنديدى ز بند آن بو الفضول
او نه خر بودى بُدى شير فحول
ن ندارد - ك 239 35
شير فحول : به اضافه - نه به توصيف . چه فحول جمع فحل است . و مىشود فخول - به خاء معجمه - باشد . يقال تفخل فلان ، اى اظهر الوقار و الحلم . چه شير هم تكبر دارد .
( ( 1498 ) ) يك گره را جمله عقل و علم وجود * آن فرشته است او نداند جز سجود
ن 700 7 - ك 239 39
يك گره : مخفّفِ گروه .
( ( 1501 ) ) او نبيند جز كه اصطبل و علف * از شقاوت غافلست و از شرف
ن 700 10 - ك 240 1
اصطبل : جايگاه دواب .
عقل اگر غالب شود پس شد فزون
از ملايك اين بشر در آزمون
ن ندارد - ك 240 3 عقل اگر غالب شود : كلام مولوى - قدس سرّه - نصّ است در تفضيل انسانِ كامل بر جميع اصناف ملايكه ، هر چند مقرّبين آنها باشند . چه ، نفس ناطقه جسمانية الحدوث و روحانية البقا است . و نفس كامل مقام روحانيت را به نحو كمال بالفعل ساخت . و عقل كل و روح اعظم مدرج در آن وجود گرديد . چنان كه جبرئيل در شب معراج پيغمبر ما - صلى الله عليه و آله و سلَّم - گفت : لو دنوت انملة لاحترقت . و پيغمبر برتر رفت . و بعضى از اولاد طاهرهء آن حضرت مىفرمايد رُوحِ القُدُسُ فى جِنانِ الصاغُورَةِ ذاقَ مِنْ حَدائِقنا الباكُورَةِ . ( 1 ) پس مقامات طبع و نفس نباتيه و نفس حسيّه و نفس نطقيهء قدسيه و نفس
هامش
( 1 ) المراقبات حاج ميرزا جواد ملكى تبريزى - حديث ولايت از امام حسن عسكرى عليه السلام . .