تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
( ( 1411 ) ) چون رمى از منتش اى بىرشد * كه خدا هم منت او مىكشد

ن 695 16 - ك 238 23 كه خدا هم : بدان كه منّت به معنى نعمت و به معنى احسان در قرآن و ادعيهء مأثوره بسيار آمده . و از ثانى مأخوذ است « منّان » - اسم شريفِ خدا . و در كلام مولوى هم اين معنى مراد است . چه منّت به معنى تعداد منعم نِعَمِ خود را بر منعم عليه و استعظام آن ، از صفات رذيله است ، و واجب است تنزيه خدا و بندگان مقرّبش از آن . چه ، بايد متخلَّق به اخلاق الله باشند . ففي الدعاء يا مَنْ لا يَكْدُرُ عَطاياه بِالاْمْتِنانِ . ( 1 ) و قال تعالى * ( يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَاَلأَذى . 2 : 264 ( 2 ) پس منّت نوح - عليه السلام - عبارت از احسان اوست به قوم خود . و منّت كشيدن خدا جزا دادن احسان او است به قوم . به دليل قول مولوى - قدس سره - چون كه شكر منّتش گويد خدا چه شكر گفتن خدا ، جزا دادن اوست . كقول العرب شكر الله سعيك . و شكور از اسماء الله تعالى به معنى مجازى است . ديگر آن كه خدا را بندگانى مىباشد كه فانى در اويند و از كمال اتصال معنوى ، فعل و انفعال منسوب به آنها را به خود نسبت داده . مثل قوله تعالى * ( فَلَمَّا آسَفُونا اِنْتَقَمْنا . 43 : 55 ( 3 ) و مثل يا مُوسى مَرضْتُ فَلَمْ تَعُدنى . ( 4 ) پس قبول كردن بنده خدا احسان نوح را قبول كردن خدا است .

( ( 1414 ) ) كاشكى او آشنا ناموختى * تا طمع در نوح و كشتى دوختى
ن 695 19 - ك 238 25 آشنا : شناورى . فارسى .
( ( 1416 ) ) يا به علم نقل كم بودى ملى * علم وحى دل ربودى از ولى
ن 695 21 - ك 238 26 ملى : غنى و مالدار .
( ( 1419 ) ) خويش ابله كن تبع مىرو سپس * رستگى زين ابلهى يا بى و بس
ن 696 2 - ك 238 27 تبع : مصدر به معنى اسم فاعل ، به معنى خود - از باب زيد عدل - مبالغةً .
هامش
( 1 ) منبع يافت نشد . .
( 2 ) قرآن كريم سورهء بقره آيهء 264 . .
( 3 ) قرآن كريم سورهء زخرف آيهء 55 . .
( 4 ) منبع يافت نشد . .