از مدتى متمادى موافى شد . باز گفت : در چه مقامى ؟ گفت : در مقام تسليم . گفت : اى مسكين تمام عمر مشغول به خود بودى ، كى مشغول به حضرت حق خواهى بود ؟ و منظور اِغراء و اِزعاج بوده است بر سرعت سير در رسيدن به حق . چنان كه حديث است كه سيرُوا فَقَدْ سَبَقَ المُفْردُونَ ( 1 ) - نه ترك تخليه و تحليه .
( ( 1346 ) ) چون ز ترك فكر اين عاجز شدى * از گنه آن گاه هم عاجز بدى
ن 692 13 - ك 237 23
چون ز ترك فكر اين : يعنى چون از ترك فكر پشيمانى عاجز شدى ، و از ترك گناه هم - آن گاه كه مرتكب شدى - عاجز بودى ، پس با وجود عجز ، اين پشيمانى از چيست ؟ چه در امرى كه اختيار نباشد پشيمانى راه ندارد .
پس باز جو كه عجز تو از جنب كيست ؟ كه هيچ مقهور بىقاهر نيست . پس معلوم شد كه همه به قضاى الهى است . پس بايد تو مثل ميّت بين يدى الغسال باشى ، و هستى تو در هستِ حق ، نيست باشد .
اين نيست كه هست مىنمايد بگذار
و آن هست كه نيست مىنمايد بطلب
و بايد بدانى كه خداوند - جلّ شأنه - را دو قضاست : قضاى حتمى ، و آن در مقتضيات غير افعال عباد است . و قضاى تعليقى ، و آن در مقتضياتى است كه افعال عباد است . چه معلَّق است بر اراده و اختيار عباد . و اراده و اختيار آنان هم قضاى ديگر است - چنان كه مولوى در باب پشيمانى فرمود . پس اين مقهوريت و عبديّت محض است - نه جبر .
( ( 1354 ) ) عيب كار نيك را منما به ما * تا نگرديم از روش سرد و هبا
ن 692 21 - ك 237 27 عيب كار نيك : يعنى مشقت او ، و از باب مشاكله به عيب تعبير شده . مثل قوله تعالى * ( وَجَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها . 42 : 40 ( 2 ) و اين دو بيت مضمون كريمه است كه * ( عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ . وَعَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ . 2 : 216 ( 3 ) هبا : ذرّات منثوره در جوّ .
( ( 1354 ) ) دل ببيند سر بدان چشم صفى * آن حشايش كه شد از عامه خفى
ن 693 2 - ك 237 28
هامش
( 1 ) ترمذى ، 5 577 . .
( 2 ) قرآن كريم سورهء شورى آيهء 40 . .
( 3 ) قرآن كريم سورهء بقره آيهء 216 . .