تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢

مر هوا را تو : از عقل جزئى به هوا تعبير فرمود . چون كه عقل جزئى آميخته به هواست و چون هوا غالب شد او مسمّى به هوا مىگردد - تغليباً . چنان كه در حديث از عقول جزئيه به اوهام تعبير شده . كقول باقر العلوم - عليه السلام - كُلُّ ما مَيَّزْتُمُوه بأوْهامِكُمْ فى أدَقِّ مَعانيه فَهُوَ مَخْلُوقٌ مِثْلُكُمْ مَرْدُودٌ اِلَيْكُمْ . . . ( 1 ) و چون مولوى از عقل جزئى به هوا تعبير فرمود ، ثانياً از عقل صرف و عقل كل به عقل مطلق تعبير فرمود ، كه هوا عاجل است و عقلِ صرف آجل بين و در انديشهء يوم الدّين است . و دو ديده اش در پايان كار و بهر آن گل متحمل زخم خار است .

( ( 1268 ) ) او چو بيدارى است اين همچون و سن * همچنان كه آن حسن با اين حسن
ن 688 18 - ك 236 16 او چو بيدارى است اين همچون وسن : اولِ خواب . و لهذا وسنان آن نائمى است كه خوابش مستغرق است .
( ( 1269 ) ) ديو مىگفتى كه حق بر شكل من * صورتى كردست خوش بر اهرمن
ن 688 19 - ك 236 17 اهرمن : فارسى . به اصطلاح مجوس رهنماى بدىها ، همچون يزدان كه رهنماى خوبيهاست . و در حقيقت اسم شيطان است .
( ( 1272 ) ) نيست بازى با مميّز خاصه او * كه بود تمييز و عقلش غيب گو
ن 689 1 - ك 236 19 مميّز : مراد صرّاف بازار حقيقت است .
( ( 1273 ) ) هيچ سحر و هيچ تلبيس و دغل * مىنبندد پرده بر اهل دول
ن 689 2 - ك 236 19 دول : مراد دولتِ حقيقت است .
( ( 1279 ) ) ما ببوش و عارض و طاق و طرنب * سر كجا كه خود همىننهيم دنب
ن ندارد - ك 236 22 دنب : فارسى . همان دُم .
( ( 1281 ) ) كه منه آن سر مرين سر زير را * هين مكن سجده مرين اذبير را
ن 689 9 - ك 236 23 سر زير : منكوس الرأس - كالدواب . قال تعالى
هامش
( 1 ) منبع يافت نشد . .