تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
( ( 998 ) ) ظاهرش را شهرهء كيهان كنيم * باطنش را از همه پنهان كنيم
ن 675 12 - ك 232 10 كيهان : به كاف ، فارسى به وزن حيران ، عالم و جهان .
( ( 999 ) ) زر كان بود آب و گل ما زرگريم * كه گهش خلخال و گه خاتم بريم

ن 675 13 - ك 232 11 زر كان بود آب و گل : قال النَّبىّ - صلى الله عليه و آله و سلَّم - اَلنَّاسُ مَعادِنٌ كَمَعادِنِ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ . ( 1 ) و چنان كه آب و گل به اعتبار هيولويت از براى صور گوناگون آيت توحيد است ، زر هم به اعتبار قبول صور زيورها آيتى است

( ( 1002 ) ) عشقها داريم با اين خاك ما * ز انكه افتادست در قعدهء رضا
ن 675 16 - ك 232 12 قعده : به كسر اوّل ، نوعى از قعود ، و آن مقدار از مكان كه فرا گيرد او را قاعد . و به اين معنى به فتح اوّل هم جايز است .
( ( 1006 ) ) اين فضيلت خاك را ز ان رو دهيم * كه نواله پيش بىبرگان نهيم
ن 675 20 - ك 232 14 بىبرگان : بىنوايان .
به خاك اين قدر دادن رمز كارى است كه عزّت پيش ما در خاكسارى است
( ( 1008 ) ) ظاهرش با باطنش در چالشاند * لاجرم زين صبر نصرت مىكشند
ن 676 3 - ك 232 17 چالش : چال - به چيم فارسى - به وزن حال ، تنازع و گروى كه در قمار بازى بندند .
( ( 1015 ) ) گر چه دزد از منكرى تن مىزند * شحنه آن از عصر پيدا مىكند
ن 676 7 - ك 232 19 تن مىزند : تن زدن ، خموشى . شحنه : بزرگى در بَلد كه از جانب سلطان يا حاكم ، ضبط امور آن بلد در كفِ كفايت او باشد .
( ( 1018 ) ) شد زمين و آسمان خندان و شاد * كين چنين شاهى ز ما دو جفت زاد
ن 676 10 - ك 232 20 دو جفت : لفظ جفت مثل زوج - در عربيت - چنان كه بر دو فرد اطلاق مىشود بر هر يك از آن دو فرد اطلاق مىشود . چنان كه هر يك از زن و شوهر را زوج گويند . كقوله تعالى
هامش
( 1 ) جامع صغير ، ج 2 ، ص 187 . .