معنى است مگر آن كه در بحث دوم بگوييم كه بر بعض نسخ مبنى است كه لفظ « اى انكار » مسطور است . و معنى « آب و گل انكار زاد » يعنى به انكار انداخت ملايكه و ابليس را . و « از هل اتى » متعلَّق است به « چند صنعت » . يعنى چند صنعت و هنر كه آدم دارد و در اوّل هل اتى مذكور است . رد است بر منكرين خلقت اين خليفه . و نداى انكار از باب مبالغه است - كه گويا منكر عين انكار شده است .
و در بحث اول بگوييم كه مرادش به ملايكه منكرين ، ملايكهء متصلهء موكله بر موجوداتى باشد كه گفتيم منكر يكديگرند و هر يك از حدّ خود تجاوز نتواند كرد . تا بر گردد به همان معنى كه ما گفتيم .
پس سليمان گفت با لشكر عيان
تخت او را حاضر آريد اين زمان
ن ندارد - ك 230 33
پس سليمان گفت : اشارت است به آيات شريفهء * ( قالَ يا أَيُّهَا اَلْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ اَلْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِه قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَإِنِّي عَلَيْه لَقَوِيٌّ أَمِينٌ قالَ اَلَّذِي عِنْدَه عِلْمٌ مِنَ اَلْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِه قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآه مُسْتَقِرًّا عِنْدَه قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِه وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ . 27 : 38 - 40 ( 1 )
( ( 903 ) ) گفت عفريتى كه تختش را به فن * حاضر آرم تا تو زين مجلس شدن
ن 670 20 - ك 230 33
عفريت : خبيث منكر از عفارت است به معنى خبث و شيطنت .
( ( 908 ) ) پس نظر كرد آن سليمان سوى تخت * گفت آرى گول گيرى اى درخت
ن 671 3 - ك 230 36
پس نظر كرد : يعنى نظر قهرى . چنان كه خواجه شيرازى فرمايد :
گنج قارون كه فرو مىرود از قهر هنوز
خوانده باشى كه هم از غيرت درويشان است
( ( 910 ) ) ساجد و مسجود از جان بىخبر * ديده از جان جنبشى و اندك اثر
ن 671 5 - ك 230 37
ديده از جان : يعنى پرتوى از نفس كل هستند كه او جان عالم كيان است .
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء نمل آيات 38 به بعد . .