طُلب : به وزن قُرب ، جماعتى از مردم كه يك جا گرد هم آمده باشند .
جوق : به وزن شوق ، معرب جوخ است ، به همين وزن ، فوجى از مردم و جانور .
( ( 945 ) ) كه بگويد گر بخواهد حال طفل * او بداند منزل و تِرحال طفل
ن 672 22 - ك 231 21
منزل و ترحال : به وزن تمثال . ارتحال و انتقال .
( ( 948 ) ) برد او را پيش عزّى كين صنم * هست در اخبار غيبى مغتنم
ن 673 3 - ك 231 23
عزّى : صنمى از اصنام عرب ، و مؤنث اعز . مانند :
( ( 953 ) ) اين حليمهء سعدى از اوميد تو * آمد اندر ظلّ شاخ بيد تو
ن 673 8 - ك 231 25
سعدى : مؤنث اسعد .
( ( 958 ) ) آن خيالاتى كه ديدندى ز ما * وقت فترت گاه گاه آل هوا
ن 673 13 - ك 231 28 فترت : زمان ما بين رسولين . آل هوا : آل هوى و هوس . اشارت است به كريمهء * ( أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اِتَّخَذَ إِلهَه هَواه 45 : 23 ( 1 ) .
( ( 976 ) ) غم مخور ياوه نگردد او ز تو * بلكه عالم ياوه گردد اندرو
ن 674 9 - ك 231 37
ياوه : همچو يافه ، گُم شده و مفقود .
( ( 977 ) ) هر زمان از رشك غيرت پيش و پس * صد هزاران پاسبان است و حرس
ن 674 10 - ك 231 37
حرس : جمع حارس . قال تعالى * ( وَأَنَّا لَمَسْنَا اَلسَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِيداً وَشُهُباً . 72 : 8 ( 2 )
( ( 984 ) ) وز چنان بانگ بلند و نعرهها * كه به ميلى مىرسيد از وى صدا
ن 674 20 - ك 232 3
به ميلى مىرسيد : ميل چهار هزار ذراع است ، و هر زراعى بيست و چهار انگشت ، و ثلثى از فرسخ است .
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء جاثيه آيهء 23 . .
( 2 ) قرآن كريم سورهء جن آيهء 8 . .