من و تو عارض ذات وجوديم
مشبّكهاى مشكاة وجوديم
پس اگر قائم به ذات خود شده باشى ، جوهرى ، و اگر فانى در هويّتى ، عرضى به اين معنى .
( ( 809 ) ) گر تو آدم زاده اى چون او نشين * جمله ذريّات را در خود ببين
ن 666 4 - ك 229 10
جمله ذريّات را : و در بعضى نسخ « جمله ذرّات » است . مناسب لفظ آدم زاده ، « ذرّيات » است .
و ليكن مناسب ما بعد ، و مطابق نفس الامر « ذرات » است . چنان كه قائلى فرموده :
اى نسخهء نامهء الهى كه تويى
وى آينهء جمال شاهى كه تويى
بيرون ز تو نيست آن چه در عالم هست
از خود بطلب هر آن چه خواهى كه تويى
( ( 813 ) ) ور بود شهوت امير شهوتم * نه اسير شهوت روى بتم
ن 666 12 - ك 229 14
امير شهوتم : كه شهوتم ستورِ رام شده ، و غضبم كلب معلَّم . و مرا هيأت قهّاريه است بر قُوى - نه هيأت انقهاريّه ، كه اسير شهوت و غضب باشم .
( ( 818 ) ) اين جهان شهوتى بت خانه اى است * انبيا و كافران را لانه اى است
ن 666 17 - ك 229 17
لانه : آشيانهء پرنده و خانهء چرنده . فارسى .
( ( 819 ) ) ليك شهوت بندهء پاكان بود * زر نسوزد ز انكه نقد كان بود
ن 666 18 - ك 229 17 زر نسوزد : و از اينجاست كه در حديث آمده است در تفسير كريمهء * ( وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا 19 : 71 ( 1 ) كه جميع جنّ و انس وارد بر آتش مىشوند . راوى عرض كرده است خدمت حضرت كه شما هم وارد مىشويد ؟ فرمودهاند : بلى و لكن جُزْناها وَهِىَ خامِدَة . ( 2 ) و اين اشارتى است از حضرت به اينكه مراد ورود بر دنياست كه نار طبيعت و نايرهء كثرت باشد .
( ( 827 ) ) كُه كه باشد كه بپوشد روى آب * طين كه باشد كو بپوشد آفتاب
ن 667 4 - ك 229 21
طين كه باشد : و از اينجاست كه ارسطاطاليس حكيم فرموده كه بدن در نفس ناطقه است نه نفس ناطقه در بدن .
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء مريم آيهء 71 . .
( 2 ) علم اليقين ج 2 ص 971 . .