ن 663 19 - ك 228 25 نسناس : بعضى گفتهاند ديو مردماند . و صاحب قاموس مىگويد : جنسى است از خلق كه جستن مىكند بر يك پاى . و در حديث است كه إنَّ حَيّاً مِنْ عادٍ عَصَوْا رَسُولَهُمْ فَمَسَخَهُمُ الله نَسْناساً لِكُلِّ إنْسانٍ مِنْهُمْ يَدٌ وَرِجْلٌ مِنْ شِقّ واحِدٍ يَنْفُزوُنَ كَما يَنْفُزُ الطَّائِرُ و يَرْعَوْنَ كَما يَرْعَى الْبَهائِمُ . ( 2 ) يعنى بدرستى كه قبيله اى از عاد معصيت كردند پيغمبر خود را ، پس خدا مسخ نمود ايشان را و نسناس كرد از براى هر يك از ايشان دست و پاى واحد است از يك شق مىجهند مثل جهيدن پرنده از قبيل گنجشك و مىچرند مثل چريدن چهار پايان . و بعضى گفتهاند آنها منقرض شدهاند و اينها بر هيأت آنهااند ، چنان كه در همهء مُسوخات گفتهاند . و بعضى يأجوج و مأجوج دانستهاند . و بعضى گفتهاند خلقى هستند به صورت آدميان و از آدميان نيستند ، و مخالفند با آنها در چيزهاى چند . ناس غير جان جان اشناس نى : يعنى غير حق شناس نى . و شيخ عطار هم جانِ جان بر حق اطلاق كرده كه :
شرح مثنوى — صفحة 276
مساهمون: مصطفى بروجردى
ص٢٧٦
جوز بن : درخت جوز .
التجا بر توست و بر امداد تو
تكيه بر اشفاق و بر اسعاد تو
ن ندارد - ك 228 21
اسعاد : نصرت .
( ( 760 ) ) اتّصالى بىتكيّف بىقياس * هست ربّ الناس را با جان ناس
ن 663 18 - ك 228 25
اتّصالى بىتكيّف : اشارت است به حديث كه إنَّ رُوحَ المُؤمِنِ اَشَدُّ اتّصالًا بِروُحِ الله مِن اتِّصالِ شُعاعِ الشَّمسِ بِالشَّمسِ . ( 1 )
( ( 761 ) ) ليك گفتم ناس من نسناس نى * ناس غير جان جان اشناس نى
جان نهان در جسم و تو در جان نهان
اى نهان اندر نهان اى جان جان
( ( 764 ) ) ملك جسمت را چو بلقيس اى غبى * ترك كن بهر سليمان نبى
ن 664 1 - ك 228 27
غبى : كند فهم .
هامش
( 1 ) منبع يافت نشد . .
( 2 ) منبع يافت نشد . .