تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
نور اين شمس شموس : اشارت است به فراست مذكور در حديث مسفور .
( ( 611 ) ) يومَ لا يُخْزَى النَّبِيَّ راست دان * نور يَسْعى بَيْنَ اَيْديهِم بخوان
ن 656 4 - ك 226 9 يوم لا يخزى النَّبىّ : اشارت است به كريمهء * ( يَوْمَ لا يُخْزِي الله اَلنَّبِيَّ وَاَلَّذِينَ آمَنُوا مَعَه نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَاِغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ 66 : 8 . ( 1 )
( ( 613 ) ) كو ببخشد هم به ميغ و هم به ماغ * نور جان و الله اعلم بالبلاغ
ن 656 6 - ك 226 10 كو ببخشد هم به ميغ و هم به ماغ : ميغ بخاراتى كه بسيار باشد و ليكن به زمهرير نرسد و منعقد نشود تا سحاب ماطر باشد . و به عربى ضباب گويند . و ماغ نوعى از مرغابى ، و قسمى از كبوتر را هم گويند . و هر دو فارسى . و نور جان بخشيدن حق تعالى به ماغ ، واضح است . و نور جان بخشيدن به ميغ با آن كه از جمادات است ، به علت آن كه وجود پيش حكماى متألهين حياتِ سارى در هر شىء است . و از اينجاست كه حق فرموده * ( إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه . 17 : 44 و چون از مركبات ناقصه است ، مزاجى هم دارد ، علاوه بر وجود بسايط . هر چند صورتى كه حفظ مزاج مدّت معتدّ بها بكند ندارد . ديگر آن كه همان اجزاى رَشيّهء ميغ است كه جانور مىشود . پس هر گاه لا به شرط اخذ شود - نه به شرط لا - همهء جانها از جان بخش بر او فايض مىشود . و مناسب مقام است آن كه گويند شيخ ابو الحسن خرقانى بر در بقعهء خود نوشته بود كه اى عزيزان هر كه درين بقعه در آيد نانش دهيد و از ايمانش مپرسيد كه هر كه خداى را به جانى ارزد ، ابو الحسن را به نانى ارزد
( ( 614 ) ) باز گرديد اى رسولان خجل * زر شما را دل به من آريد دل
ن 656 10 - ك 226 13 باز گرديد : مضمون آن آيه است كه * ( اِرْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها وَلَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَهُمْ صاغِرُونَ 27 : 37 . ( 2 )
( ( 619 ) ) از گرفت من ز جان اسپر كنيد * گر چه اكنون هم گرفتار منيد
ن 656 15 - ك 226 15
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء تحريم آيهء 8 . .
( 2 ) قرآن كريم سورهء نمل آيهء 37 . .
شرح مثنوى — صفحة 269 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري