است ، نه مثل عالم دنيا كه بنايش بر غيبت و فرق است . و از اينجاست كه حق - تعالى - فرموده * ( قُلْ إِنَّ اَلأَوَّلِينَ وَاَلآخِرِينَ لَمَجْمُوعُونَ إِلى مِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ 56 : 49 - 50 . ( 1 ) اين به حسب زمان . و اما به حسب مكان ، در حديث آمده كه حق - تعالى - خلق اولين و آخرين را در صعيد واحد جمع كند . و منظور اين مطلب كه گفتيم نشاهء علميه است ، رجوع به عالم نفس است ، كه كتاب آفاق و كتاب انفس مطابقند . و مولوى اشارت به رجوع فرمود به قولش :
ن 649 17 - ك 224 8 هست در دل زندگى : پس از باب اَلنَّومُ اَخُ الْمَوْت ، بدان كه آن چه در خواب ممثّل مىشود ، همه علومِ نفس است . خواه سماءً تَظِلَّكَ وَخواه ارضٌ تَحْمِلُك و خواه انسانٌ يُخاطِبُك و خواه مبهجات و خواه موذيات . و همان علوم نفس كه در بيدارى است ، در خواب امور عينيه و عيانيه مىشود . و نفس خلَّاقيّت دارد . و تخيّل - چه در نوم و چه در يقظه - به انشاء نفس است . نهايت اگر مثل اضغاث احلام است ، مطابقى ندارد . و اگر مثل رؤياى صادقه است ، از صور عالم مثال ، و مثل آن مطابق دارد . پس تمام آنها عين حيات و عين علم حضورى اويند . بلكه از اعمال و نيت بستهاند . اگر گويى كه جمعى از محققين متكلَّمين بر آنند كه جنّت و نار بالفعل خلق شدهاند ، و برخى از آنها بر آنند كه مخلوق نشدهاند و بعد از اين اعمال و ملكات و نيات مخلوق شوند ، و ظاهر كلام مولوى مذهب ثانى است ، و اين خلاف تحقيق است . گوييم اينكه فرموده از اعمال و نيت بستهاند ، موافق تجسّم اعمال است - كه در احاديث است . و مطابق است با امثال اين خبر كه فِى الجَنَّةِ قيعانٌ غُرّاسُها سُبْحانَ الله . ( 2 ) و ليكن مع هذا قبل از خلقت عالم خلقت جنّت شده - سيّما جنّت روحانى ، كه جنّت صفات كبريايى و جنّت عقول كليّه باشد . و قبليّت جنّت صورى به اعتبار وجود آن است فى نفسها . پس باكى نيست از تأخّر وجود رابطى آن نسبت به اعمال و ملكات ما . وجه ديگر آن كه اعمال و ملكات ما كه در علم حق بوده ، مادهء خلقت آنهاست . وجه ديگر آن كه حكما فرمودهاند الازمنة و الزمانيات بالنسبة الى العقول العالية كالآن و الامكنة و المكانيات بالنسبة إليها كالنقطة ، فكيف بالنسبة الى مبدا المبادى . و ايضاً المتعاقبات فى سلسلة الزمان مجتمعات فى وعاء الدهر . پس هر گاه زمان و زمانى و مكان و مكانى بدين