فرق ميان دال و ذال به آن است كه اگر حرف سابق از حروف علَّت است يعنى واو و الف و يا - خواه متحرك و خواه ساكن - يا حرف صحيح متحرك است مسبوق ذال معجمه است ، و الَّا دال مهمله . و ابن يمين را درين معنى قطعه اى است كه :
در زبان فارسى فرقى ميان دال و ذال
با تو گويم كان به نزديك افاضل مبهم است
پيش از آن در لفظ مفرد گر صحيح و ساكن است
دال باشد ور نه باقى جمله ذال معجم است
و لهذا بسيارى از استادان سخن ، چند كلمه را كه الحال به دال مهمله مستعمل است با كلماتى كه آخر آن ذال معجمه است قافيه كردهاند . از آن جمله كمال الدين اسماعيل گفته :
بزرگا سرورا از روى انعام
به بخشش فرق كن نيك و بد شعر
چو ندهى كاغذ زر شاعران را
بده آخر بهاى كاغذ شعر
بلكه بعضى مسامحه كردهاند و اين قيد و شرط را نكردهاند درين تقفيه .
( ( 460 ) ) باز چون خورشيد جان آفل شود * نور جمله خانهها زايل شود
ن 648 16 - ك 223 31
آفل : غروب كننده .
( ( 465 ) ) كم نشين بر اسب توسن بىلگام * عقل و دين را پيشوا كن و السلام
ن 648 21 - ك 223 33
توسن : فارسى . مطلقِ وحشى و غير رام . و اغلب در اسب سركش استعمال شود .
( ( 469 ) ) در بنا هر سنگ كز كُه مىگسست * فاش سروا بىهمى گفت از نخست
ن 649 4 - ك 223 38
كز كه مىگسست : كُه مخفف كوه .
سروا : به وزن پروا ، حكايت و افسانه . مثل سرواد كه فسانه و سرود است ، هر دو فارسى .
( ( 472 ) ) حق همىگويد كه ديوار بهشت * نيست چون ديوارها بىجان و زشت
ن 649 7 - ك 224 3 حق همىگويد : آن جا كه فرموده * ( وَإِنَّ اَلدَّارَ اَلآخِرَةَ لَهِيَ اَلْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ 29 : 64 . ( 1 ) و سرّ آن كه نشاهء آخرت عين حيات است ، آن است كه از نشآت علميه است و بناى آن بر حضور و جمع
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء عنكبوت آيهء 64 . .