تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
اوّل فكر : اشارتست به قول حكما كه فرموده‌اند علت غائيه در علم فاعل مقدم است و در عين مؤخّر است نسبت به فعل . اول الفكر آخر العمل . خاصه فكرى : اشارتست به حديث لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الأفْلاكَ . ( 1 )
( ( 531 ) ) حاصل اندر يك زمان از آسمان * مىرود مىآيد ايدر كاروان
ن 652 7 - ك 225 1 حاصل اندر يك زمان : به اول برگشت .
( ( 532 ) ) نيست بر اين كاروان اين ره دراز * كى مفازه زفت آيد با مفاز
ن 652 8 - ك 225 1 كى مفازه زفت آيد با مفاز : دو معنى براى كلام هست . يكى آن كه كى بيابان غليظ و گران آيد بر مظفر و رستگار ، كه مفاز از أفازَه الله به معنى أظْفَرَه باشد . و ديگر آن كه مفاز مشتق جعلى باشد از مفازه . و زفت به معنى مالامال هم آمده . يعنى كى بيابان پر شود از بيابانى ؟
( ( 537 ) ) گر چه پيله چشم بر هم مىزنى * در سفينه خفته اى ره مىكنى
ن 652 13 - ك 225 4 گر چو پيله : چشم پيله به پاى فارسى ، هشت معنى دارد : 1 - ابريشمى كه كرم بر گرد خود تند . 2 - كيسه و خريطه . 3 - نوعى از گياه و دارو ، كه پيله ور دارو فروش را گويند . 4 - پلك چشم . 5 - هر گره ، خصوصاً گرهى كه در ميان دمل بهم رسد . 6 - چرك و ريمى كه از زخم بر آيد . 7 صحرا ، و زمين وسيعى كه در ميان دو رودخانه واقع شود . 8 - پيكان تير . و بسيارى از اين معانى در كلام مولوى راه دارد - كما لا يخفى . و ره كندن ، طى مسافت است .
( ( 540 ) ) چون كه با شيخى تو دور از زشتيى * روز و شب سيّارى و در كشتيى
ن 652 18 - ك 225 7 چون كه با شيخى : چه اصحاب و اهل بيت به حسب ظاهر مَنْ أدْرَكَ صُحْبَتَه وَأقارِبه المُؤْمِنُون و
هامش
( 1 ) با مقدارى تفاوت : شرح تعرّف ، ج 2 ، ص 46 . .