تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦

و ديگر آن كه در استكمالات و ترقيات ، حدّ وقوف ندارد . چه به هر مرتبه از مراتب انواع رسد ، از آن در گُذَرد ، و در هم شكند . به خلاف انواع ديگر كه از مقام خود نتوانند گذشت . قال تعالى * ( خُلِقَ اَلإِنْسانُ ضَعِيفاً 4 : 28 . ( 1 ) و قال * ( إِنَّه كانَ ظَلُوماً 33 : 72 . ( 2 ) و چون دانستى كه آن وجود است ، پس در وجودْ اقوال بسيار است . و آن چه در ميان محققين متداول است ، دو قول است : يكى قول به وحدتِ وجود و كثرت موجود . پس گويند حقيقت وجود واحد و بسيط است و تعدّد افرادى ندارد - چه جاى تخالف نوعى - و قائم به ذات است . و تعدّد در موجود است . يعنى ماهيّات منسوبه به وجود . و موجود به معنى ذاتٌ قام به الوجود نيست ، بلكه به معنى منسوبٌ الى الوجود است ، مثل مشمس و حداد . و ديگرى قول به وحدت وجود و وحدت موجود در عين كثرتِ هر دو . چه حقيقت واحده است ، صاحب مراتب و شئونِ ذاتيه . مرتبهء خفاى مطلق و مرتبهء ظهور حق ، و عليّت و معلوليّت و تقدّم و تأخّر و نحو اينها بر وجود وارد مىشود چون صاحب مراتب وَسِعت و احاطت است . و ماهيّت اعتبارى است و وجودْ اصيل . به خلاف قول اول ، كه ماهيّت اصل است و دو سنخ در عالمِ واقع قائلند . پس موضوعِ معلوليّت ماهيّت خواهد بود ، و موضوع عليّت وجود . و حق قول ثانى است . و على اىّ التقديرين و القولين نفس ناطقه - سيّما نفس ناطقهء وَلويّه و نبويّه - وجود است . و وجود واحد است ، پس نفوس ولويّه و نبويّه واحد است . اگر گويى : اين بيان در نفوس ديگر هم جارى است . چه مطلق نفوس ناطقه ماهيّت ندارد . بنا بر قول تحقيق - جواب گوييم : بلى و ليكن آنها چون در حدّ قوّت مانده‌اند ، بالفعل ماهيّت جماد و نبات و حيوان - كه براى اينها هست - آنان را مىگيرد . و اعدام و حدود بر آن وجودها غالب است . و در مقام شعور خودشان وجود حقيقى جمعى نيستند * ( تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى 59 : 14 * ( نَسُوا الله فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ 59 : 19 . ( 3 ) برهان ديگر آن است كه نفس ناطقه در اول مراتب عقل هيولانى است ، و ماده است براى صور مجرّده و صور علميه . و مادهء بىصورت ، صورت نبندد . و جانهاى شيران خدا چنان كه شيخ عطار مىفرمايد :

از يكى كو از همه يك سوى باش يك دل و يك قبله و يك روى باش
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء نساء آيهء 28 . .
( 2 ) قرآن كريم سورهء احزاب آيهء 72 . .
( 3 ) قرآن كريم سورهء حشر آيهء 19 . .