مؤمنان را اتصالى دان قديم : چنان كه مأثور است كه اَلْمُؤْمِنُ مرآةُ الْمُؤْمِنُ ( 1 ) و ايضاً وارد است كه اَلْمُؤْمِنُ وَحْدَه جَماعَةٌ . ( 2 )
( ( 410 ) ) باز غير جان و عقل آدمى * هست جانى در ولىّ و در نبى
ن 646 11 - ك 222 34
هست جانى در ولى و در نبى : حاصل آن است كه چهار روح مىباشد : روح حيوانى ، و روح انسانى ، و روح ايمانى ، و روح وَلَوى . و كميل بن زياد از جناب امير مؤمنان على - عليه السلام - روايت نموده كه نفس چهار است : نفس ناميّهء نباتيّه ، و نفس حسيّهء حيوانيّه ، و نفس ناطقهء قدسيّه ، و نفس كليّهء الهيّه . و حديث به تفصيل در كُتب مذكور است . ( 3 )
( ( 411 ) ) جان حيوانى ندارد اتحاد * تو مجو اين اتحاد از روح باد
ن 646 12 - ك 222 34
تو مجو اين اتحاد از روح باد : مراد از روح باد ، روح بخارى است . كه متعلق اول روح امرى است ، و بدن حقيقى آن است . و علاقهء عشقيّهء روح امرى به آن است . و اين بدن مثل غلاف است براى روح بخارى . و آن سه قسم است : روح دِماغى كه منبعش دِماغ است و مجراى آن اعصاب ، و روح قلبى كه منبعش قلب است و مجراى آن شرايين ، و روح كبدى كه منبعش كبد است و مجراى آن آورده . و ادراك و تحريك و شهوت و غضب به اين ارواح به انجام رسد .
( ( 414 ) ) جان گرگان و سگان هر يك جداست * متّحد جانهاى شيران خداست
ن 646 15 - ك 223 1
متّحد جانهاى شيران خداست : چنان كه در زيارت آثار ائمهء اطهار مأثور است كه أنْتُمْ نُورٌ واحِدٌ .
برهان بر اين مطلب آن است كه به تحقيق پيوسته است - و مذهب بعضِ اهل تحقيق است ، مثل شيخ شهاب الدين سهروردى و مثل علامهء محقّق صدر الدين شيرازى ( قدس سرهما العزيز ) - كه نفس ناطقه همين وجود است . و مع هذا با وجود واجب الوجود - تعالى - متفاوت است به ضعف و شدت . و ماهيّت ندارد ، به دو وجه : يكى آن كه هر مفهوم و هر تعيّن كه انديشه كنى وجدانىِ تُست كه تو غير آنى ، و به هر مفهوم اشارت كنى به كلمهء « هو » ، و به خود اشارت كنى به لفظ « انا » و امثال اين .
هامش
( 1 ) جامع صغير ج 2 ص 183 . .
( 2 ) منبع يافت نشد . .
( 3 ) علم اليقين ج 1 ص 267 و 268 . .