تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
خاصه چشم دل كه او هفتاد توست : از خاصيت نشاهء رفيعه است ، كه بايد عدد نشاهء سافله در آن ترفّع بيابد . پس چشم حس كه هفت پرده دارد ، چشم دل هفتاد پرده دارد . و آن هفت پرده ، حسّ طبقهء صلبه و طبقهء مشيمه و طبقهء شبكيه و طبقهء عنكبوتيه و طبقهء عنبيه و طبقهء قرنيّه و طبقهء ملتحمه است . و سرّ ترفّع و توسّع آن است كه انسان طبيعى را درين نشاه ده مشعر است پنج قواى ظاهره و پنج قواى باطنه . و در نشاه مثال هم اين ده قوّت هست به مقتضاى تطابق عوالم و نشآت ، و ليكن بنحو ضرب ده در ده - كه صد مشعر بوده باشد . به اين معنى كه باصرهء آن جا باصره و سامعه و شامّه و هكذا الى آخر العشر همه هست ، و كذا الكلام فى السامعة و غيرها . و در عالم جبروت - كه عالم عقل است - باز اين ده قوّت هست به نحو ضرب صد در ده - كه هزار باشد . فَلا يَشْغَلُه شَأنٌ عَنْ شَأْن . پس هر يك از پرده‌هاى عين در عالم عالى ده باشد ، چنان كه خود عين باصره ده است . و اُذُنِ واعِيَه ده است . و قس عليه .
( ( 345 ) ) گندم ار بشكست و از هم در سكست * بر دكان آيد كه نك نان درست
ن 642 21 - ك 221 22 بر دكان آيد كه نك : يعنى اينك .
از ستيزه خواست بو جهل لعين معجزات از مصطفى شاه مهين
ن ندارد - ك 221 25 مهين : بزرگتر ، مقابل كهين . فارسى .
( ( 350 ) ) آن ابو جهل از پيمبر معجزى * خواست همچون كينه ور تركى غزى
ن 643 4 - ك 221 25 غزى : اسم جمع . يعنى جنگيان .
( ( 353 ) ) مرتضى را گفت روزى يك عنود * كو ز تعظيم خدا آگه نبود
ن 643 10 - ك 221 30 روزى يك عنود : كسى كه مخالفت حق كند ، و ردّ كند حق را با علم او . و كذا العنيد .
( ( 360 ) ) بنده را كى زهره باشد كز فضول * امتحان حق كند اى گيج گول
ن 643 17 - ك 221 33 گول : به گافِ فارسى . ابله و نادان .
( ( 362 ) ) تا به ما ما را نمايد آشكار * كه چه داريم از عقيده در سرار
ن 643 19 - ك 221 34