ن 639 10 - ك 220 18 دانش اسباب دفع جهل شد : مقرّر است در فن حكمت كه علم به اسباب ، مستلزمِ علم به مسبّبات است . مثل علم طبيب به امراض مستقبله از اسباب منذره . و مثل علم منجّم به حوادث عالم كون و فساد از اوضاع فلكيه . بلكه علم عامى به اينكه چون آفتاب به برج حمل آيد مواليد به هيجان آيند . و علم خداوند - جلّ شأنه - به ما عدا از اين باب است . چه ، علم به ذات خود دارد و ذات او علَّت است از براى جميع اشياء . و بسوى اين معنى اشارت است كريمهء * ( أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اَللَّطِيفُ اَلْخَبِيرُ . 67 : 14 ( 1 ) يعنى آيا نمىدانند خالق تعالى معلولات خود را و حال آن كه او لطيف است - يعنى مجرد ، و مقرر شده است كه كُلُّ مُجَرّدٍ عاقِلٌ لَذاتِه - و خبير ، اشارت است به اين و خبرت و دانش ذات را دانش علة العلل است .
ن 639 20 - ك 220 23 بد فغانشان كه تطيّرنا بكم : اشارت است به كريمهء * ( قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ . 36 : 18 ( 2 ) تطيّر فال بد زدن ، مقابل تفأُّل كه فال نيك زدن است .