سخت پيدا چون شتر بر نردبان : كنايه است از وضوح امر . چنان كه مولوى را است :
به سر مناره اشتر رود و فغان بر آرد
كه نهان شدستم اينجا مَكُنيدم آشكارا
يعنى در هنگام عصيان اخفاى عصاة آن را به زعم ناقص خود كه كسى بر آن وقوف نيافت با احاطهء علم حضورى حق - جلّ شأنه - كه * ( لا يَعْزُبُ عَنْه مِثْقالُ ذَرَّةٍ 34 : 3 ( 1 ) - بلكه با شهود ارباب كشف و اهل صفا چنان است كه اشتر به سر مناره چنين گويد . لهذا فرمود : از تعجب گفت صوفى - نه از استفهام - چيست اين .
( ( 194 ) ) يك پسر دارد كه اندر شهر نيست * خوب و زيرك چابك و مكسب كنى ست
ن 635 13 - ك 219 5
مكسب كنى ست : مكسب مصدر ميمى است . يعنى كسب كن است .
( ( 196 ) ) كى بود اين كفو ايشان در زواج * يك در از چوب و درى ديگر ز عاج
ن 635 15 - ك 219 7
كفو : مانند .
كى بود هم رنگ فقر و احتشام
چون شود هم جنس ياقوت و رخام
ن ندارد - ك 219 8
رُخام : سنگى است سفيد و سست .
( ( 199 ) ) ما ز مال و زر ملول و تخمهايم * ما به حرص و جمع نه چون عامه ايم
ن 635 20 - ك 219 11
تخمه : ناگواريدن طعام در معده . و اسباب آن بسيار است . و سبب مناسب اين مقام ، زياد تناول كردن - كه قدرت نداشته باشد قوت هاضمه بر هضم آن . و اصلِ لفظ بر وزن همزه و لمزه است و سكون خا به جهت ضرورت شعر است .
( ( 202 ) ) گفت زن من هم مكرر كردهام * بىجهازى را مقرر كرده ام
ن 636 1 - ك 219 13
الجهاز : للعروس و الميّت و المسافر ، ما يحتاجون إليه .
( ( 203 ) ) اعتقاد اوست راسختر ز كوه * كه ز صد فقرش نمىآيد شكوه
ن 636 2 - ك 219 14
شكوه : فارسى ، به ضم شين حشمت و بزرگى . و به كسر شين ، ترس و بيم . و دوّم مناسب است .
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء سبأ آيهء 3 . .