تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١

لا ترى فيها عوج : اشارت است به آيهء شريفهء * ( وَيَسْئَلُونَكَ عَنِ اَلْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً لا تَرى فِيها عِوَجاً وَلا أَمْتاً . 20 : 105 - 107 ( 1 ) و در آيهء شريفه - به حسب تأويل - اشارت است به آن كه به مقتضاى التوحيد اسقاط الاضافات ، هر گاه موحّد اشياء را به اصلِ خودْ راجع بسازد و بداند - بلكه ببيند كه تمام عقول كلَّيه و نفوس كليهء سماويه و نفوس ارضيه و كمالات اوّلى و ثانيه كه درين قوابل خارجيه است ، عايدند به صقع ربوبيت باقى نمىماند در ناحيهء قابلْ مگر صورت جسميه كه امتدادى است دراز و پهن و سطبر ، و در آن نيست مگر قبول و تصحح انوار و كمالات ، نه فعليت آنها ، در مرتبهء ذاتش . و از اينجاست كه اشراقيين او را غسق و ظلمت خوانند . چنان كه اصل وجود آن امتداد هم از ناحيهء فاعل حقيقى است كه بر قابل ذهنى كه ماهيّت سرابيهء اوست ، فايض شده . پس چنان كه موحّد توحيد كثير مىكند ، تكثير واحد هم بايد بنمايد . به اين معنى كه در اين امور مختلطه بداند كه عوالمى است بعضها فوق بعض . و بايد نظرش كلَّى باشد و همه را به هم گيرد . و ترتيب ببيند . و صور نوعيّهء بسايط كه از يك سنخ هستند علمى ببيند . و صور معدنيّه را عالمى فوق اوّل . و نفوس نباتيّه را فوق آنها . و نفوس حيوانيّه را - على مراتبها - فوق نفوس نباتيّه . و عقول اربعه را - از هيولانى و بالملكه و بالفعل و مستفاد - فوق نفوس حيوانيّه ، با رعايت ترتيب فيما بين خود اين عقول . و عوالم نفوس فلكيهء ملكوتيه را پس از عوالم عقول كليهء جبروتيه . وَالله بِكُلِّ شَيْءٍ مُحيطْ . [ 25 ] پس همه را كه متعلق و متدلَّى به عرش خدا ديد مىبيند آن قابل امتدادى را قاع صفصف . يعنى بيابان قفر خالى و صاف از حلى و حلل كمالات . و نمىبيند در آن نه كجى و نه بر آمدگى . زيرا كه جميعْ عايد به حق شد . و در آخر چنين مىشود . و اين است كه دنيا خراب مىشود . و چنان كه در آخر عالم چنين است ، اول هم قاع صفصفى بود ، و بعد در آن عوالم ، گياه و جانور و آدمى خلقت فرمودند . و چون به ترتيب آفريده شدند و تفاوتِ رُتبى داشتند در اخبار آمده كه مدّتها بود كه عالم پيش از نزول حضرت آدميّت نىزار بود ، و بعد از آن مدتها بود كه پر از ضفادع بود ، و مدتها بود پر از اسب بود ، و مدتها بود كه پر از جان بن جان بود - كه از عقل و معرفت الهى چندان بهره ندارند ، بجز از خيال و وهم و حس - و بعد از اينها آدم خاكى را خلقت فرمود ، * ( فَتَبارَكَ الله أَحْسَنُ اَلْخالِقِينَ . 23 : 14 ( 2 )

( ( 186 ) ) زير چادر مرد رسوا و عيان * سخت پيدا چون شتر بر نردبان
ن 635 6 - ك 219 2 [ 25 ] اقتباس از قرآن كريم سورهء فصلت آيهء 54 : * ( أَلا إِنَّه بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ . 41 : 54 ) *
هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء طه آيهء 105 . .
( 2 ) قرآن كريم سورهء مؤمنون آيهء 14 . .