تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
است به اقسامها ؟ و وجه ديگر آن كه بانگ از جهت درد بر آيد از زن كه داد
( ( 153 ) ) بس يقين در عقل هر داننده هست * اينكه با جنبيده جنباننده هست
ن 633 13 - ك 218 17 اينكه با جنبيده جنباننده هست : در حكمت مبرهن است كه متحركْ خودْ محرّك نشود . چه يك چيز از يك جهت قابل و فاعل و مستفيد و مفيد نشود . پس ناگزير است از محرّكى غير از خود . و آن محرّك را اگر متحرّك باشد باز ناگزير خواهد بود از محرّك ديگر . و چون دور و تسلسل باطل است ، بالاخره منتهى مىشود به محرّكِ غير متحرّك . و او واجب الوجود بالذّات است . و كلام مولوى اشارت به اين دليل دارد . و اطلاقِ كلامش مىگيرد همهء حركات را ، چه اينيّه - كه تا اينجا سخن درو بود - و چه وضعيّه - كما فى الفلك - و چه كميّه و چه كيفيّه . و كيفيّه چه در اجسام و چه در نفوس سماويّه و چه در نفوس ارضيّه بحسب استكمالات . پس مبدأ و مرجع جميع حركات ، آن محرّكِ غير متحرّك است ، كه هيچ حالت منتظره ندارد ، و واجب الوجود بالذّات و واجب الوجود من جميع الجهات است .
( ( 154 ) ) گر تو او را مىنبينى در نظر * فهم كن آن را به اظهار اثر

ن 633 14 - ك 218 17 گر تو او را : مصراع ثانى موافق است مع قوله تعالى * ( سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي اَلآفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّه اَلْحَقُّ . 41 : 53 ( 1 ) و مصراع اوّل مع قوله تعالى * ( أَ وَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ . 41 : 53 ( 2 ) و همچنين مصراع ثانى موافق است با حديث على عليه السلام كه اَلْعَبْرَةُ تَدُلُّ عَلَى البَعيرِ وَاَثَرُ الأَقْدامِ تَدُلُّ عَلَى الْمَسيرِ ، فَسماءُ ذاتِ أبْراجٍ وَاَرْضُ ذاتِ فِجاجٍ كَيْفَ لا تَدُلانِ عَلَى اللَّطيفِ الخَبِيرِ ؟ [ 22 ]

( ( 157 ) ) گفت ادب اين بود خود كه ديده شد * آن دگر را خو همىدانى تولد

ن 633 17 - ك 218 19 لد : جمع الدّ . يعنى خصم شديد الخصومة . و فى القرآن * ( قَوْماً لُدًّا . 19 : 97 ( 3 ) و در كلام مولوى ، جنس مراد است ، و جمعيت ملغاة است . چنان كه گفته‌اند در اهلك الناس الدنيا الصفر . [ 22 ] محجة البيضاء ، ج 1 ، ص 209 بدون استناد به امير المؤمنين ( ع ) عين جملات فوق را نقل نموده است .

هامش
( 1 ) قرآن كريم سورهء فصلت آيهء 53 . .
( 2 ) قرآن كريم سورهء فصلت آيهء 53 . .
( 3 ) قرآن كريم سورهء مريم آيهء 97 . .