تهمتى را وارد ساختهاند اقامه شده و در مورد ديگران چنين دليلى اقامه نشده است .
دو : با آن كه عايشه مىگويد گناه بزرگ و مسؤوليت اصلى اين ماجرا با عبد الله بن ابى بود چرا بر او حدّ قذف اجرا نشد ؟
پاسخ اين پرسش نيز آن است كه بىشك او چنين نقشى را بر عهده داشت ، اما وى از طريق دادن راهنماييهايى كه طرح چنين اتّهامى را از سوى ديگران آسانتر مىساخت ، بىآن كه خود به چنان اتّهامى تصريح كند به ايفاى نقش پرداخت . او در لابلاى گفتههاى خود به صورت ضمنى و تلويحى به اين ماجرا اشاره مىكرد و ديگران را وادار مىساخت تا صريحا در اينباره سخن گويند . وى تنها در محفل خصوصى و جمع دوستان خود كه اذهان عامّه را با اشارات خود به اين مسأله توجه مىدادند بدين امر تصريح مىكرد و آنان نيز بىآن كه چيزى را آشكار سازند و بروز دهند و يا در اينباره تصريحى داشته باشند ديگران را به اين كار وامىداشتند و آنان را به سخن گفتن رهنمون مىشدند و اين نيز ويژگى هميشگى منافقين است كه كار خود را پنهان مىدارند و به ظاهر از آن سخن نمىگويند و بدين ترتيب در مورد ديگران شرايط اقامهء حدّ فراهم مىآيد و در مورد خود آنان چنين شرايطى فراهم نمىشود ، ولى به هر حال خداوند به حقيقت امر آگاهتر است .
لازم به توضيح است كه حدّ قذف خواه در موردى كه مردى را به زنا متّهم كنند و خواه در موردى كه چنين اتّهامى را به زنى وارد آورند لازم الاجرا است .
حدّ لعان
515 - آيات لعان قبل از بحث از ماجراى افك و پس از آيات حدّ قذف آمده است .
حدّ قذف هنگامى جارى مىشود كه زنى مردى را يا مردى زنى را به زنا متهم