تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
مخالفت با او كشاند ! دليل آن كه عايشه كينهء على ( ع ) را به دل نگرفت نيز آن است كه چون خبر وفات على ( ع ) به عايشه رسيد ، وى نزد قبر رسول خدا ( ص ) رفت و گفت : « اى پيامبر نزد تو آمده‌ام تا خبر مرگ دوست‌داشتنىترين صحابه‌ات را براى تو بياورم . آمده‌ام خبر مرگ صفّى برگزيده‌ات و حبيب مرتضى على بن ابى طالب را به تو بدهم » .

حدّ قذف

513 - به گمان نگارنده حدّ قذف به همين مناسبت و در زمانى كه ماجراى افك و اين تهمت پخش شده بود تشريع شده است ، چرا كه آيا حدّ قذف ، حدّ زنا و ماجراى افك همه با هم وحدت سياق دارد و در اين آيات در ابتدا چنين ذكر شده كه شرط اجراى حدّ زنا بر زناكار اجتماع چهار شاهد عليه اوست و در صورتى كه چهار شاهد وجود نداشته باشد كسى كه چنين اتّهامى را مدّعى شده است به عنوان سزاى دروغ خود شلّاق خواهد خورد . [ اين را حدّ قذف گويند كه ] در اين آيات بيان شده است : « كسانى كه زنان شوهردار را به زنا متّهم مىكنند و سپس چهار شاهد نمىآوردند آنان را هشتاد ضربت شلّاق بزنيد و هرگز شهادتى از آنان قبول نكنيد و آنان فاسقند مگر آن كسانى كه پس از آن توبه كنند و كار نيك به جاى آورند كه خداوند غفور و رحيم است » « 37 » . در اين آيه سه مجازات براى كسى كه تهمت زنا به ديگران زده بيان شده است : يك كيفر جسمى و دو كيفر معنوى . كيفر جسمى كه همان كيفر اصلى است هشتاد ضربت شلّاق مىباشد و دو كيفر معنوى نيز كه حالت تبعى دارند از اين قرار است : الف : اوّلين كيفر آن است كه هرگز شهادتى از آنان [ در محضر قضاوت ] پذيرفته نشود ، چرا كه آنان در جايى كه بايد خويشتندارى مىكردند دروغ گفتند و
هامش
( 37 ) - نور / 4 .