علاوه بر اين خداوند آنان را دروغگو خوانده و حتّى در اين مورد حصر نيز آورده است زيرا مىفرمايد : « أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ » ، « آنان فاسقند » « 38 » . اينك جاى اين پرسش است كه چگونه مىتوان گواهى كسانى را پذيرفت كه خداوند تنها وصف آنان را دروغگو بودن دانسته و به همين دليل منع پذيرش گواهى آنان هميشگى است . ب : دوّمين كيفر تبعى آنان اين است كه فاسق خوانده شدهاند و اين وصف تا زمانى كه توبه نكردهاند براى آنان ادامه دارد [ اما در صورت توبه ديگر فاسق خوانده نخواهند شد ] چرا كه صورت تحقّق توبه از وصف فسق براى آنان استثنا شده است و كسى كه توبهء واقعى كند ديگر فاسق خوانده نمىشود بلكه حتى چنين كسى را گناهكار هم نمىتوان ناميد زيرا توبه گناه را پاك مىكند و مىشويد ، آنسان كه فرمود : « من مىآمرزم آن كسى را كه توبه كرد ، ايمان آورد ، كار شايسته انجام داد و سپس راه يافت » « 39 » . رسول خدا ( ص ) در پى همين ماجراى افك حدّ قذف را بر سه نفر يعنى مسطح ، حسان بن ثابت و حمنه بنت حجش - خواهر زينب همسر رسول خدا ( ص ) كه هر چند همشوى عايشه و در منزلت در پيشگاه رسول خدا ( ص ) همسان او بود اما به ماجراى افك دامن نيالود - اجرا كرد . 514 - در اينجا ممكن است دو سؤال مطرح شود : يك : با آن كه كسانى غير از سه فرد نامبرده از ماجراى افك سخن گفتند و آن را بر زبان آوردند ، چرا تنها اين سه تن حدّ خوردند و در مورد ديگران حد اجرا نشد ؟ . پاسخ اين پرسش آن است كه پيامبر اكرم ( ص ) چنين فرمود كه آن سه تن به چنين اتّهامى تصريح كردهاند و ظاهرا دلايلى يا دليلى بر اين كه آنان چنان
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 733
مساهمون: حسين صابري
ص٧٣٣
هامش
( 38 ) - همان .
( 39 ) - طه / 82 .