رهآورد نيز قرآن كريم ماجراى افك را خير ناميد و فرمود : « كسانى كه ماجراى افك را [ به صحنه ] آوردند گروهى اندك از شمايند و نبايد اين ماجرا را براى خود شرّ بپنداريد ، بلكه آن براى شما خير است » « 24 » .
خيرى كه در اين ماجرا خود را نشان داد در تبرئهء خاندان نبوّت از اتّهامى [ كه در ماجراى افك مطرح شد ] بود و نيز در تطهير روح كسانى كه در اين ماجرا نقش ايفا كرده بودند - كه اين مهم با محكوم شدن آنان به تحمل هشتاد ضربه شلّاق صورت گرفت - و بالاخره در بيان اين حكم از سوى خداوند كه همين مجازات بازدارنده براى اين گروه بسنده است و گناه آنان مانع از اين نمىشود كه به آنان نيكى و خيرى روا داشته شود .
509 - اكنون ماجراى افك را آنگونه كه در كتب سيره و روايات صحيح آمده است مىآوريم :
رسول خدا ( ص ) هنگام هر سفرى براى همراه بردن يكى از همسران خود قرعه مىزد و هر كه را قرعه به نام او اصابت مىكرد با خود به همراه مىبرد . در سفر غزوهء بنى المصطلق اين قرعه به نام عايشه اصابت كرد و وى به همراه رسول خدا ( ص ) بيرون رفت . اما در جريان بازگشت براى قضاى حاجت از اردوگاه سپاه دور شد و بدين ترتيب از سپاه مسلمانان كه راه بازگشت را در پيش گرفته بود عقب افتاد .
خوب است ادامهء ماجرا را از زبان خود عايشه بشنويم . او بر اساس روايتى كه با صحيحين موافقت دارد چنين مىگويد :
« چون رسول خدا ( ص ) آن سفر خود را به پايان رساند راه بازگشت را در پيش گرفت و چون به نزديك مدينه رسيد در منزلگاهى فرود آمد و پارهاى از شب را در آنجا ماند . سپس منادى به مردم اعلام حركت كرد و مردم نيز حركت كردند .
در اين ميان من براى كارى از منزلگاه بيرون رفته بودم ، در حالى كه
هامش
( 24 ) - نور / 11 .