تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 712

مساهمون:

ص٧١٢
به طرف او آمده‌اند از آنان وحشت كرد و اين در حالى بود كه ظاهرا آنان براى استقبال او آمده بودند و نه براى جنگ و قيام در مقابل او . امّا وليد نزد رسول خدا ( ص ) برگشت و به آن حضرت چنين اطّلاع داد كه آن مردم قصد داشته‌اند او را به قتل برسانند و همچنين از پرداخت زكات خوددارى كرده‌اند . اين مسأله خشم بسيارى از مسلمانان را برانگيخت و بسيارى دربارهء جنگ عليه آن خاندان سخن گفتند و اين در حالى بود كه اساس همهء اين مسائل بيش از يك سوء تفاهم نبود . در اين ميان هيأتى كه از سوى آن خاندان اعزام شده بود به حضور رسول خدا ( ص ) رسيد و اظهار داشت : « اى رسول خدا ( ص ) ما هنگامى كه فرستاده‌اى به سوى ما روانه ساختى از اين خبر آگاه شديم و به استقبال او بيرون آمديم تا او را گرامى بداريم و زكاتى را كه پذيرفته‌ايم نيز در اختيار او قرار دهيم ، ولى او برگشت و بر اساس آنچه به ما رسيده است اين گمان را براى رسول خدا ( ص ) به وجود آورد كه ما براى كشتن او بيرون آمده‌ايم سوگند به خدا ، ما هرگز براى چنين منظورى بيرون نيامده بوديم » . ظاهرا در اينجا سوء تعبير از وليد بوده و آن گروه نيز به حضور رسول خدا ( ص ) رسيده بودند تا خود را از بيم جنگى كه سخن آن بر زبان برخى از مسلمانان جارى شده بود آسوده خاطر سازند . [ رسول خدا ( ص ) نيز اظهارات اين گروه را پذيرفت ] چرا كه بايد كار يك مؤمن را به صورتى كه درست جلوه كند توجيه كرد . گفته شده است در همين مورد بود كه آيهء قرآن نازل شد و فرمود : « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، اگر فاسقى خبرى برايتان آورد در آن تحقيق كنيد تا مبادا به سبب نادانى با مردمى درگير جنگ شويد و سپس بر آنچه كرده‌ايد پشيمان گرديد » « 22 » .
هامش
( 22 ) - هجرات / 6 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 712 | حسين صابري / محمد أبو زهرة