حضرت كمك بگيرد .
عايشه مىگويد : به خداوند سوگند هنوز او را بر در خانهء خود نديدم كه دريافتم پيامبر ( ص ) نيز همان چيزى را در او خواهد ديد كه من ديدهام . او داخل شد و گفت : « اى رسول خدا ( ص ) ، من جويريّه دختر پيشواى قوم خود حارث بن ابى ضرار هستم و اينك در بلايى گرفتار آمدهام كه خود مىبينى . من سهم ثابت بن قيس بن شماس يا يكى از عموزادگان او شدهام و با او براى آزادى خود قرارداد بستهام و اينك به حضور تو آمدهام و براى پرداخت مبلغ مورد قرارداد خود از تو كمك مىجويم » . رسول خدا ( ص ) در پاسخ او فرمود : « آيا راهى بهتر از اين را نيز دوست دارى ؟ » . او گفت : « چه راهى ، اى رسول خدا ( ص ) » . آن حضرت فرمود : « وجه قرارداد مكاتبهّ تو را مىپردازم و با تو ازدواج مىكنم » . او نيز گفت :
« اى رسول خدا ، باشد اين را پذيرفتم » « 19 » .
تفاوت ميان دو روايت فوق در اين است كه بر اساس روايت ابن اسحاق پدر جويريّه او را به ازدواج پيامبر ( ص ) درآورد و همچنين جويريّه قبل از آن كه در بردگى كسى قرار گيرد پدرش با پرداخت فديه او را آزاد كرد و بالاخره تفاوت سوّم آن كه در روايت ابن هشام مبلغ مهر جويريّه ذكر شده است . اما در روايت ابن اسحاق چنين آمده كه وى در بردگى ديگران قرار گرفت و پس از آن پيامبر ( ص ) مبلغ مورد قرارداد مكاتبهء او را پرداخت و با او ازدواج كرد .
به عقيدهء نگارنده سياق روايت ابن هشام با احكام اسلام سازگارى و تناسب بيشترى دارد ، چرا كه بر اساس احكام اسلام پدر ولايت دختر را در مورد ازدواج بر عهده دارد و اين يك اصل پذيرفته شده در اسلام است و بر مبناى آن - مگر از نظر ابو حنيفه و مطابق راى اكثريّت فقها [ ى اهل سنّت ] - زن نمىتواند شخصا عهدهدار ازدواج خود باشد . « 20 » علاوه بر اين در روايت ابن اسحاق نكتهاى وجود دارد كه
هامش
( 19 ) - البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 159 .
( 20 ) - در فقه شيعه نيز با اختلافى كه در اين باره وجود دارد يكى از اقوال منوط بودن ازدواج دوشيزگان به اجازهء ولىّ آنهاست . م .