مىتواند موجب ضعف اين حديث به شمار رود و آن اين كه عايشه او را زنى شيرين و نمكين مىخواند و مىگويد « سوگند به خداوند هنوز او را بر در خانهام نديدم كه از او بدم آمد و دريافتم كه رسول خدا ( ص ) از او همان چيزى خواهد ديد كه من ديدم » . به عقيدهء نگارنده اين عبارت نه از آن جهت كه تلويحا اتّهامى را به رسول خدا ( ص ) در بردارد درست است و نه با شأن عايشه سازگارى دارد « 21 » .
افزون بر اينها كتب صحاح ستّه روايت ابن اسحاق را نياوردهاند .
به هر حال صرفنظر از آنچه در مورد اين روايات وجود دارد اين نكته مسلّم است كه ازدواج رسول خدا ( ص ) با جويريّه موجبات آزادى همهء اسيران بنى المصطلق را فراهم آورد .
به عقيدهء ما همين ازدواج براى اين كافى بود كه مسلمانان اسيران و بردگانى را كه از اين قوم در اختيار داشتند آزاد كنند و در عمل نيز چنين شد و در پى اين ازدواج مردان صد خانواده از بنى المصطلق آزاد شدند و آن خاندان اسلام آوردند و در سايهء حاكميّت اسلام قرار گرفتند و زكات پرداخت كردند .
يك برداشت اشتباه
506 - پس از آن كه بنى المصطلق اسلام آوردند و در سايهء حاكميّت اسلام قرار گرفتند و حكومت مدينه را پذيرفتند رسول خدا ( ص ) وليد بن عقبة بن ابى معيط را براى جمعآورى زكات به ميان آنان فرستاد .
از سوى ديگر هنگامى كه بنى المصطلق از آمدن فرستادهء پيامبر ( ص ) مطلّع شدند بر مركب نشستند و به سوى او آمدند . وى نيز به اين گمان كه آنان براى حمله
هامش
( 21 ) - البتّه هر چند علت دوّمى كه مؤلّف ذكر كرده چندان سودى نمىبخشد - چرا كه وقتى مخالفت با خليفهء مشروع مسلمين و بر دوش گرفتن پرچم جنگ عليه خليفهء رسول خدا ( ص ) از كسى روا باشد چنين سخنانى آن هم از يك زن جاى شگفت نخواهد داشت - امّا علّت اوّل علّتى واقعيّت دار و درست است و بايد نيز رسول خدا ( ص ) را از چنين اتّهاماتى دور داشت . م .