سربر مىپيچند و آنان را مىبينى كه تكبّر مىورزند . براى آنان يكسان است كه برايشان آمرزش بطلبى يا نطلبى كه خداوند هرگز آنان را نخواهد آمرزيد و خداوند مردمان فاسق را هدايت نمىكند . آنان همان كسانىاند كه مىگويند به آنان كه در اطراف رسول خدايند انفاق و كمك نكنيد تا از پيرامون او پراكنده شوند . اين در حالى است كه گنجينههاى آسمانها و زمين از آن خداست ولى منافقان [ اين معنى را ] درك نكنند . آنان مىگويند اگر به مدينه برگشتيم عزيزترها خوارترها را از آنجا بيرون خواهند راند در حالى كه عزّت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است و البتّه منافقان نمىدانند » « 18 » .
اين حكم خداوند دربارهء منافقان است كه مىفرمايد آنان درك نمىكنند و آمرزش طلبيدن رسول خدا ( ص ) براى آنان سودى ندارد ، چرا كه آنها در كفر خود غوطهور شده و از آن نيز فراتر رفتهاند ، چرا كه كفر بتنهايى نادانى و حماقت و عناد است و غالبا از درك نكردن حق ناشى مىشود و نتيجهء اين درك نكردن نيز اعتراف نكردن به حق است و به همين سبب نيز توبه كافران - هنگامى كه پردههاى جهل و گمراهى كنار رود - نزديك است ، اما نفاق از كفر بدتر و گناهآلودتر مىباشد ، چرا كه نفاق عناد و كينه است ، بىآن كه جهل و نادانى و عدم درك حقيقت در كار باشد .
به عبارت ديگر نفاق تلاشى است در پوشاندن حقايق ، خاموش كردن شعلههاى ايمان در دل و از ميان بردن روزنههاى تابش نور حق به قلب و به همين دليل است كه خداوند بر دلهاى منافقان مهر زده و دربارهء آنان چنين حكم كرده است كه نور حقيقت پردهء ظلمانى دلهاى آنان را نمىدرد و آنان درك ندارند .
اسيران بنى المصطلق
505 - رسول خدا ( ص ) با كشتن تعدادى از افراد بنى المصطلق توان تهاجم عليه مسلمانان را از آنان گرفت و ايشان را زمينگير كرد . وى پس از آن باقيماندهء
هامش
( 18 ) - منافقين / 8 - 1 .