او زنده و در ميان ماست با او خوشرفتارى مىكنى ] » .
هر چند رسول خدا ( ص ) اين فتنه را با اقداماتى پيشگيرانه كه مانع از شدّت و گسترش دامنهء آن مىشد پيشگيرى كرد ، امّا اين فتنه آثار تألّمى را در روح او بر جاى گذارد ، آنچنان كه برخورد آن حضرت در دلهاى مسلمانان نيز تأثيراتى را در پى آورد و از آن پس خاندان عبد الله ابن ابى بشدّت مراقب آن بودند مانع فتنهگرى او شوند و همچنين او را بر هر گفتهاى كه از نهفتههاى درونش حكايت كند سرزنش مىكردند . بدين ترتيب اين اطرافيان عبد الله بن ابى بودند كه او را مورد سرزنش و مؤاخذه قرار مىدادند و نه ديگران به همين دليل رسول خدا ( ص ) با مشاهدهء اين وضعيّت به عمر بن خطاب كه پيشنهاد قتل او را داده بود فرمود : « اى عمر ، اكنون چگونه مىبينى ؟ هان كه به خداوند سوگند اگر در آن روز كه تو گفتى او را مىكشتم غيرت كسانى را برانگيخته بودم كه اگر امروز فرمان كشتن آن مرد را به آنان بدهم او را مىكشند » . عمر نيز با اعتراف به خطاى خود گفت : « آرى ، به خداوند سوگند اينك دريافتم كه تدبير رسول خدا ( ص ) از تدبير من با بركتتر است [ ! ] » .
در همين ماجرا بود كه بخش نخست سورهء منافقين نازل شد ، آنجا كه مىفرمايد : « وقتى منافقان نزد تو آيند گويند ما گواهى مىدهيم كه تو براستى رسول خدايى در حالى كه خداوند خود مىداند كه تو رسول اويى و خداوند گواه است كه منافقان حقيقة دروغگويند . آنان سوگندهاى خويش را سپر خود قرار دادهاند و سدّ راه خدا شدهاند . هشدار كه آنان بسيار كار بدى مىكنند . اين بدى از اين قرار است كه آنان ايمان آوردند و سپس كافر شدند . پس خداوند بر دلهاى آنان مهر زد و آنان درك و فهم ندارند . چون آنان را ببينى چهرهء آنان تو را به اعجاب خوشايند وا مىدارد و اگر سخن گويند به گفتههاى آنان گوش فرا مىدهى . گويا آنان چون چوبهايى تكيه داده شدهاند [ و ] هر فريادى را عليه خود مىپندارند . آنان دشمنند ، در مقابل آنان هشيار و آماده باش ، خداوند آنان را بكشد ، دروغ آنان را تا كجا مىبرد ؟ ! چون به آنان گفته شود بياييد تا رسول خدا ( ص ) برايتان آمرزش طلبد
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 706
مساهمون: حسين صابري
ص٧٠٦