تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
اين تصويرى از ضمير بيدار يا نفس لوّامه است كه گناهان خود را احساس مىكند و به توبه روى مىآورد و از خداوند اميد مغفرت دارد و بدين ترتيب در پيشگاه خداوند ذليل و خوار مىشود . به همين سبب است كه صوفيه گفته‌اند : « معصيتى كه ندامت و انكسار را در پى دارد بهتر از طاعتى كه دلال و افتخار را به دنبال آرد » . آرى ، اين نفس ابو لبابه بود كه دروغ نگفت ، امّا پس از اظهار واقعيّت در اين گمان افتاد كه به رسول خدا ( ص ) خيانت كرده و قبل از صدور حكم از آن خبر داده و قبل از نمايان شدن يك رخداد آن را فاش ساخته است . 489 - چهار : رسول خدا ( ص ) اسيران بنى قريظه را به نجد فرستاد و در آن جا به فروش رساند و در مقابل آن براى مسلمانان اسب و سلاح خريد تا قدرت اسلام فزونى يابد و تجهيزات آنان تكميل گردد و اين فرمودهء خداوند تحقّق پيدا كند كه « آنچه از [ ابزار ] قدرت و اسبان آماده و بسته مىتوانيد براى رويارويى با آنان آماده كنيد » « 31 » . رسول خدا ( ص ) همچنين از ميان زنان بنى قريظه ريحانه بنت عمرو را براى خود برگزيد و از وى خواست اسلام آورد . امّا او بدين گمان و ادّعا كه بر آيين يهود مىماند از پذيرش اين امر سرباز زد . رسول خدا ( ص ) نيز او را به اين كار وادار نساخت و هيچ كارى انجام نداد كه به وسيلهء آن او در دام فريب و حيله‌اى قرار گيرد كه ديگر اختيار و اراده از او سلب گردد . امّا پس از مدتى او خود داوطلبانه به حضور رسول خدا ( ص ) آمد و اسلام آورد . در اين هنگام رسول اكرم ( ص ) به او پيشنهاد كرد تا وى را آزاد كند و سپس به عنوان يك زن حر با او ازدواج نمايد ، امّا او همچنان اين را پسنديد كه برده بماند تا در شرايط آسانترى به سر برد و تكاليف همسرى را بر دوش نگيرد . اين زن همچنان تا وفات پيامبر ( ص ) در نزد آن حضرت ماند ولى در رديف همسران او قرار نگرفت . 490 - ماجراى زنان بنى قريظه حكايت از آن دارد كه رسول خدا ( ص ) حكم
هامش
( 31 ) - انفال / 60 .