تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 680

مساهمون:

ص٦٨٠
بردگى را [ براى زنان و كودكان دشمن ] در ميدان جنگ مقرّر فرمود تا مصداقى از مقابله به مثل باشد ، آن سان كه خداوند مىفرمايد : « هر كس عليه شما تعرّضى كرد ، با تعرّضى همانند با او مقابله كنيد و البتّه از خدا پروا داشته باشيد و بدانيد كه خداوند با پرهيزگاران و پرواپيشگان است » « 32 » . به بردگى گرفتن اسيران دشمن از آنجا حكم مقابله به مثل مىيافت كه اگر آنان كسى از مسلمانان را به اسارت مىگرفتند او را بردهء خود قرار مىدادند و حتّى مسلمانانى را بدون اين كه هيچ جنگ و اسارتى در كار باشد به بردگى مىگرفتند ، آن گونه كه پيش از اين به ماجرايى پرداختيم كه در طىّ آن مشركان تعدادى از مسلمانان را به اسارت و بردگى در آوردند و در مكّه به فروش رساندند و مكيّان نيز سخت‌ترين شكنجه و آزار را به آنان روا داشتند . بنابراين در چنين شرايطى بر پيامبر ( ص ) هيچ ايرادى نبود كه از بنى قريظه اسير بگيرد و اين اسيران را به عنوان برده در نجد به فروش بگذارد . بدين ترتيب ماجراى زنان بنى قريظه و به بردگى گرفتن آنان از سوى رسول خدا ( ص ) حاكى از يك مقابله به مثل با يهوديان و مشركانى بود كه حتّى در شرايط غير جنگى و خارج از صحنهء نبرد و رويارويى مسلمانان را به اسارت و بردگى مىگرفتند ؛ مقابله به مثلى در صحنهء يك جنگ كه با تجاوز آنان آغاز شده بود ، آن هم دو تجاوز ؛ تجاوزى در خيانت و جاسوسى عليه مسلمانان و تجاوزى ديگر در اين كه هم آنان و هم مشركان در صورت امكان مسلمانان را به بردگى خود مىگرفتند ، آن گونه كه در عمل نيز يك بار در ماجراى رجيع تنى چند از مسلمانان را به اسارت و بردگى گرفتند و در مكّه به فروش رساندند و مكيّان نيز آنان را مورد شكنجه و آزار قرار داده بودند .

قتل خالد بن سفيان هذلى

491 - در شرع مقدّس ، در موارد ضرورت و در حال جنگ چنانچه بيم فوت
هامش
( 32 ) - بقره / 194 .