« آرى ، من در اين انديشهام » .
آنگاه خالد و انيس اندكى با يكديگر راه رفتند تا زمانى كه انيس فرصتى مناسب پيدا كرد و خالد را به قتل رساند .
در اين ماجرا شاهد جواز به جاى آوردن نماز در شرايط جنگى و در ضرورت جنگ به صورت اشاره هستيم ، زيرا رسول خدا ( ص ) آن سان كه به اين جهاد انيس دستور فرمود اين شيوه نماز او را نيز تقرير كرد و تقرير رسول اكرم ( ص ) يك حجّت شرعى است .
در مورد اين قتل بايد يادآور شد كه اين قتل به هيچ وجه يك ترور و يك قتل غافلگيرانه نيست ، چرا كه خالد خود قصد جنگ عليه اسلام را داشت و به همين دليل لازم بود با او مقابله به مثل شود . علاوه بر اين قتل او موجب نجات و حفظ جان بسيارى از مردم مىشد و اين در حالى است كه پذيرش يك ضرر كوچك در راه دفع يك ضرر بزرگتر امرى منطقى و پذيرفتنى است .
ماجراى اخير همچنين حاكى از آن است كه حتّى پس از غزوهء خندق نيز برخى تلاش داشتند تا از واقعيّت موجود بگريزند و با آن به مخالفت بپردازند ، بدين گمان كه خواهند توانست بر مسلمانان چيره شوند . اين در حالى بود كه اكنون اسلام حاكميّتى حاكم يافته بود و در موضع تهاجمى قرار داشت و كسى نمىتوانست عليه آنان دست به حملهاى بزند .
پايان ماجراى احزاب
492 - پيامبر اكرم ( ص ) باقيماندهء ماه شوّال و ماه ذى القعده و نيز بخشى از ماه ذى الحجّه را در غزوهء احزاب و بنى قريظه سپرى كرد .
پس از غزوهء خندق پيامبر ( ص ) با امّ حبيبه دختر ابو سفيان - كه مايهء همه فتنهها بود - و پس از آن با زينب بنت حجش ازدواج كرد .
قبل از آن نيز رسول خدا ( ص ) با سوده دختر زمعه ، عايشه دختر ابو بكر و نيز