تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 678

مساهمون:

ص٦٧٨
همچنين با خداوند چنين عهد كرد كه « هرگز به سرزمين بنى قريظه پاى نمىگذارم و هرگز در جايى كه در آن به خدا و رسول او خيانت كرده‌ام ديده نمىشوم » . از سوى ديگر رسول خدا ( ص ) كه متوجّه دير كردن ابو لبابه شد و از ماجراى او آگاهى يافت فرمود : « به خدا سوگند اگر او نزد من آمده بود از خداوند برايش آمرزش مىطلبيدم . امّا اكنون كه چنين كرده است من كسى نيستم كه او را از آنجا كه هست بيرون بياورم مگر آن كه خداوند بر او توبه كند و توبهء نصوح هر چه را پيش از آن بوده است از ميان مىبرد » . پس از مدتّى رسول خدا ( ص ) از طريق وحى الهى اطّلاع يافت كه خداوند توبهء ابو لبابه را پذيرفته است . آن حضرت كه در اين هنگام در خانهء امّ سلمه بود اين خبر را به امّ سلمه اطّلاع داد و اجازه فرمود وى اين مژده را به ابو لبابه بدهد . زيرا وى از رسول خدا ( ص ) اجازه خواسته و گفته بود : « اى رسول خدا ، آيا او را مژده ندهم ؟ » و رسول اكرم ( ص ) به وى فرموده بود : « اگر خواستى مانعى ندارد » . بدين ترتيب امّ سلمه بر در خانهء خود ايستاد و ابو لبابه را كه در مسجد بود صدا زد و گفت : « اى ابو لبابه مژده‌ات باد كه خداوند توبه‌ات را پذيرفته است » . پس مردم به سراغ او رفتند تا وى را از آن ستون باز كنند ، امّا او گفت : « نه ، اين كار را نكنيد تا رسول خدا ( ص ) اين بند را بگشايد » . وى صبر كرد و چون رسول خدا ( ص ) در هنگام رفتن به نماز صبح به مسجد روانه شد او را آزاد كرد . گفتنى است ابو لبابه مدّت شش شبانه روز در مسجد خود را به ستون بسته بود و به درگاه خداوند تضرّع و زارى مىكرد و به هنگام نماز همسرش به مسجد مىآمد و او را از ستون باز مىكرد و او نماز مىگزارد ، آنگاه او را بار ديگر به ستون مىبست . گفته‌اند اين آيه در مورد او نازل شد كه مىفرمايد : « ديگرانى كه به گناه خود اعتراف كرده‌اند و كارى شايسته با كارى ديگر كه ناشايست بوده در آميخته‌اند اميد است خداوند آنان را بيامرزد كه خداوند آمرزنده و مهربان است » « 30 » .
هامش
( 30 ) - توبه / 102 .