تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
اين فرمان خداوند رسول اكرم ( ص ) را ملزم مىساخت قبل از اين كه او به تكرار اقدامات فساد برانگيز خود بپردازد و ديگر بار در تحريك عليه مسلمانان تلاش كند ، به حلّ مسألهء او بپردازد . به همين دليل آن حضرت فردى از مسلمانان را مأمور ساخت تا او را در دژ خود در منطقهء خيبر به قتل برساند . 487 - دو : پيامبر اكرم ( ص ) پس از صدور حكم سعد بن معاذ در جريان اجراى اين حكم براى جدا كردن مردانى كه مشمول حكم اعدام قرار مىگيرند و كودكانى كه بايد به اسارت گرفته شوند آنان را از همديگر باز مىشناخت و كسانى را كه بر عانهء آنان موى روييده بود مشمول اعدام و كسانى را كه اين موى بر عانهء آنان نروييده بود مشمول عفو از اعدام قرار مىداد ، چنان كه از ابن عطيه قرظى روايت شده است كه گفت : « رسول خدا ( ص ) فرموده بود هر كه از افراد بنى قريظه كه موى بر عانهء او روييده بكشند ، ولى از آنجا كه من هنوز نوجوانى بودم كه موى بلوغ بر تنم نروييده بود ، مرا از كشتن معاف داشت » . صاحبان سنن اربع [ نسائى ، ترمذى ، ابن ماجه و ابن داوود ] نيز روايتى به همين مضمون از طرق ديگر آورده‌اند . 488 - سه : مناسب است ماجراى ابو لبابه و داستان او را كه حاكى از قدرت وجدان و ضمير اوست يادآور شويم . پس از آن كه وى به ميان بنى قريظه رفت ، آنان از او پرسيدند كه آيا به حكم رسول خدا ( ص ) تن در دهند ، او در پاسخ آنان به گلوى خود اشاره كرد بدان معنى كه فرجام كار آنان كشته شدن خواهد بود . وى هنوز سخن خود را به پايان نبرد كه نفس لوّامه در درون او بيدار شد و دريافت كه به رسول خدا ( ص ) خيانت كرده است ، چرا كه از ماجرايى پرده برداشته كه رسول اكرم ( ص ) اجازهء آن را نداده و وى چنان حقى نداشته است . وى به اين سبب مستقيما بىآن كه نزد رسول خدا ( ص ) برگردد به مسجد رفت و خود را به يكى از ستونهاى مسجد بست و گفت : « اين مكان را ترك نمىگويم تا خداوند آنچه را كرده‌ام بر من ببخشايد » . وى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 677 | حسين صابري / محمد أبو زهرة