آن براى مسلمانان بودند با آنان روا داشته شود .
پس از پذيرش داورى سعد او كه در جريان محاصرهء مدينه هدف تير مشركان قرار گرفته و زخمى شده بود و توان حركت نداشت سواره به سوى بنى قريظه رفت . هنگامى كه وى روانه بود گروهى از اوسيان از سر دلسوزى به بنى قريظه به وى گفتند : « اى ابو عمرو ، دربارهء همپيمانان خود احسان و نيكى كن كه رسول خدا ( ص ) تو را براى اين كار انتخاب كرده است كه در مورد آنان احسان كنى » . امّا چون آنان بر او اصرار فراوان كردند وى گفت : « امروز براى سعد هنگام آن فرا رسيده است كه در راه خدا ملامت هيچ ملامتگرى او را تحت تأثير قرار ندهد » .
هنگامى كه رسول خدا ( ص ) با سعد ملاقات كرد ، وى رو به ياران خود كرد و گفت : « در پيشگاه پيشواى خود به پا خيزيد » و آنان نيز به استقبال او به پا خاستند .
در اين هنگام انصار به سعد گفتند : « خداوند كار همپيمانانت را به تو واگذاشته است تا دربارهء آنان داورى كنى » . سپس سعد گفت : « دربارهء آنچه داورى كنم عهد و پيمان خداوند بر شما باد » . وى پس از ايراد سخنانى حكم خود دربارهء بنى قريظه را چنين صادر كرد كه « من در ميان شما دربارهء آنان چنين حكم مىكنم كه مردانشان كشته شوند ، اموالشان تقسيم شود و زنان و كودكان به اسارت در آيند » .
حكم سعد را رسول خدا ( ص ) مورد تأييد قرار داد و فرمود : « به چيزى حكم كردى كه حكم خداوند از فراز هفت آسمان است » . آنگاه آن حضرت اين حكم را به مورد اجرا در آورد و همه مردان بنى قريظه جز تعداد اندكى كه به دليل حقى و منتى كه بر برخى از صحابه داشته بودند از سوى آنان امان داده شدند به قتل رسيدند و زنان به اسارت در آمدند و اموال آنان به عنوان غنيمت ميان مسلمانان تقسيم شد .
نگاهى به داورى سعد
483 - بىترديد داورى سعد در بردارندهء مجازاتى شديد و در عين حال يك داورى عادلانه بود . اينك ما از اين جهت كه اين داورى عادلانه بود وارد بحث