تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
ناخشنودى خويش را بر شما نازل كرده است ؟ » آنان گفتند : « اى محمّد تو كه مردى نادان نبوده‌اى » . به هر حال پيامبر اكرم ( ص ) پس از آن كه سپاه خود را گرد آورده و پرچم سپاه را به على ( ع ) سپرده بود در كنار يكى از چاههايى كه به بنى قريظه تعلّق داشت اردو زد ، در حالى كه در ميان اصحاب او كسانى وجود داشتند كه نماز عصر خود را در هنگام نماز شامگاه به جاى آوردند ، چرا كه رسول اكرم ( ص ) فرموده بود : « هيچ كس نماز عصر را به جاى نياورد مگر در [ محلّه ] بنى قريظه » و به همين دليل نيز نماز عصر را نخوانده بودند تا آن را در اين منطقه به امامت رسول خدا ( ص ) برگزار كنند و بدين ترتيب نماز عصر را در وقت نماز شامگاهان در اين محلّه به جاى آوردند و پيامبر ( ص ) نيز در اين مورد آنان را سرزنش نكرد . رسول خدا ( ص ) به فرمان خداوند و به اقتضاى شرايط جنگ آنان را به مدّت بيست و پنج روز در محاصره قرار داد ، ولى آنان براى جنگ بيرون نيامدند و اين در حالى بود كه در دژ كعب بن اسد و در كنار يهوديان بنى قريظه حيى بن اخطب نيز حضور داشت ، همان كه اين گروه يهودى را به نقض پيمان خود با رسول خدا ( ص ) تحريك كرده و به كعب قول داده بود در صورت بازگشت مشركان او نيز در دژ او در كنار او بماند و سرنوشت خود را با سرنوشت يهوديان بنى قريظه گره زند و اينك به اين تعهّد خود وفا كرده بود . هنگامى كه يهوديان دريافتند رسول خدا ( ص ) بىآن كه با آنان وارد جنگ شود آنها را رها نخواهد كرد و چاره‌اى جز جنگ ندارند كعب بن اسد در ميان آنان برخاست و سه راه را به آنها پيشنهاد فرمود : الف : اين كه به محمّد ( ص ) ايمان آورند . او در اين باره به آنان گفت : « اين مرد را مورد تصديق قرار مىدهيم و با او بيعت مىكنيم كه به خداوند سوگند اين حقيقت براى شما روشن شده است كه او پيامبرى فرستاده شده از جانب خداوند و همان كسى است كه [ وعدهء آمدن ] او را در كتاب خود مىبينيد . در