تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
اگر صحت داشت به صورتى رمز گونه با من سخن گوييد كه خود خواهم فهميد و مراقب باشيد در روحيّهء مردم ضعف و سستى به وجود نياوريد . امّا اگر آنان را هنوز در پيمان خود با ما وفادار يافتيد اين مسأله را علنا اعلام كنيد . فرستادگان پيامبر به ميان بنى قريظه رفتند و آنان را در بدترين وضعيّت يافتند و مشاهده كردند كه آنان به رسول خدا ( ص ) پشت كرده ، منكر پيمان خود با او شده و مىگويند « نه عهدى ميان ما و محمّد وجود دارد و نه پيمانى » . آنها حتّى با انكار پيامبر و گويا كه اصلا او را نمىشناسند گفتند : « اين محمّد ديگر كيست ؟ » . سعد بن معاذ در مقابل اين مواضع نتوانست صبر و خويشتندارى كند تا آنجا كه آنان را ناسزا گفت و آنان نيز او را ناسزا گفتند . امّا سعد بن عباده سعد معاذ را از ادامه اين كار باز داشت و گفت : « دشنام گويى آنان را رها كن كه آنچه ميان ما و آنان رخ داده با دشنام گويى حل نمىشود » . سعد معاذ و سعد عباده پس از اين مأموريت به حضور رسول خدا ( ص ) بازگشتند و آنچه را از حيله و خيانت آنان ديده بودند با اشاره خبر دادند و البتّه بدان تصريح نكردند تا ضعف در روحيّهء مسلمانان ايجاد نشود . 470 - مشركان و يهوديان از دو سوى مدينه آماده نبرد عليه مسلمانان شدند و منافقان نيز در داخل به تضعيف روحيّه مسلمين و ايجاد ترديد و ترس در دلها پرداختند تا آنجا كه دلهاى گروهى سست ايمان دچار تزلزل شد و گمانهايى بر خداوند روا داشتند و حتّى برخى گفته‌هاى نامسلمانانى را بر زبان آوردند كه مىگفتند : محمّد وعدهء تصاحب گنجهاى قيصر و كسرى را به ما مىداد ، ولى اكنون حتّى ما اين امنيّت را نداريم كه براى قضاى حاجت از خانهء خود بيرون برويم » . برخى از همين سست عقيدگان براى حضور نيافتن در نبرد از رسول خدا ( ص ) اجازه مىخواستند و حتّى برخى از آنان در حضور تنى چند از ياران رسول خدا ( ص ) به آن حضرت گفتند : « خانه‌هاى ما در مقابل دشمن ناامن است ، اجازه ده به خانه‌هاى خود برگرديم » .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 642 | حسين صابري / محمد أبو زهرة