اين دقيقترين توصيف از ترس است كه بر دلهاى برخى غلبه كرده بود . امّا آيا با اين وضعيّت اراده و عزم پيامبر سست شد يا آن كه او همچنان به يارى خداوند اميد داشت ، به تدبير كارها مىپرداخت و با عزمى كه شايستهء رسولان اولوالعزمى چون اوست آمادهء نبرد مىشد و بدين سان الگويى شايسته براى مؤمنان همراه و پيرو خود ترسيم كرد ؟
آمادگى براى رويارويى
471 - رسول خدا ( ص ) همراه با سه هزار مسلمان رو به صحنهء نبرد آورد و فرمان داد زنان و كودكان در خانههايى محكم به سر برند تا از سويى زير نظر بنى قريظه نباشند و از سويى ديگر مسلمانان مجاهد از ناحيهء زنان و فرزندان خود هيچ نگرانى نداشته و علاوه بر اين دشمن نتوانند غافلگيرانه بر خانوادههاى مسلمان هجوم آرد و آنان را به اسارت برد .
پيامبر همچنين از بيم آن كه دشمن در داخل مدينه دست به شورش زند نگهبانانى بر مدينه گماشت و مسلمة بن اسلم را در رأس صد نفر به حفاظت داخل و زيد بن حارثه را در رأس سيصد نفر ديگر به دفاع از مسلمانان در برابر يهوديان مأموريّت داد .
اينها همه تدابيرى براى جنگ بود و ضرورت نيز داشت چنين تدابيرى اتخاذ شود ، چرا كه جنگ ، حيله و تدبير است و خداوند خود نيز در مقابل مكر كافران مكر مىورزد ، آن سان كه مىفرمايد : « آنان مكر و تدبير مىكنند و خداوند نيز مكر و تدبير مىكند و خدا خود بهترين تدبير كنندگان است » « 13 » .
در كنار اين تدابير رسول خدا ( ص ) قصد آن داشت تا با به وجود آوردن طمع در برخى از مشركان آنان را از صفوف ديگران جدا سازد و در ميان آن سپاه انبوه شكاف به وجود آورد . وى كه قصد آزمند كردن غطفان و ساير اعراب نجد را كه با
هامش
( 13 ) - انفال / 30 .