او آورديم . آن حضرت دو زانو نشست و آنگاه نام خدا بر زبان آورد [ همراه با مردم ] از آن خورد . مردم گروه گروه بر سر سفره نشستند و هر گروهى بر مىخاست گروهى ديگر جاى آن را مىگرفت تا آن كه همه سير از سر اين سفره برخاستند » « 10 » .
اين دو روايت حاكى از دو ماجراى خارق العادهء ديگر در حيات رسول خدا ( ص ) از قبيل خارق العادههايى ديگر چون ماجراى ام معبد در راه هجرت و حاكى از رنج و سختى فراوانى كه به سبب كمبود مواد غذايى به مسلمانان و از جمله به رسول خدا ( ص ) مىرسيد و همچنين حاكى از پديدهاى و الا يعنى پديدهء تعاون و روح همكارى است ، آن سان كه رسول خدا ( ص ) حتّى در پذيرش دعوت يكى از صحابه در چنان تنگنايى بتنهايى بر سر سفرهء او نرفت و در پرتو هدايت او همه مسلمانان با هم سرنوشت و وضعيّتى مشترك داشتند .
مقدّمات رويارويى
469 - قريش به همراه كنانه ، تهامه و سياهان و در حالى كه شمار آنان و همراهانشان به هزاران تن مىرسيد به جانب مدينه حركت كردند و در نقطهاى كه سيل در آنجا جمع مىشد ، در رومه ميان دو نقطه به نامهاى جرف و زغابه فرود آمدند . قبايل غطفان و ديگر اعراب نجد نيز در نزديكيهاى احد مستقر شدند . در اين لشكركشى شمار سپاهيان قريش چهار هزار نفر و شمار همراهانشان شش هزار بود و فرماندهان مختلفى داشتند : فرمانده قريش ابو سفيان بن حرب و فرمانده غطفان عينية بن حصن بود و در اين ميان فرماندهان ديگرى نيز بودند كه گروههايى نسبة نه چندان بزرگ را رهبرى مىكردند ، از جمله اشجع كه شمارشان چهار صد تن بود تحت فرماندهى مسعود بن رخيله و سليم كه شمارشان هفتصد تن بود تحت فرماندهى سفيان بن عبد شمس قرار داشتند .
هامش
( 10 ) - همان / 98 - 99 .