يا حتّى به نزديكى محل استقرار آنان برسند بازگشته بودند .
اين رخداد دلالت بر آن دارد كه ابو سفيان از رويارويى با مسلمانان ترسيده بود و گرنه سببى كه او براى برگشتن ذكر كرد يعنى مسألهء خشكسالى در زمان خروج سپاه از مكّه پيش از عزيمت هم وجود داشت و بنابراين اگر علت واقعى بازگشت همان بود مىبايست اصولا از شهر بيرون نيايند . امّا او از شهر بيرون آمده و سپس در عواقب اين رويارويى انديشيده ، شكست خود را پيشبينى كرد و با يادآورى طعم تلخ شكستى كه در بدر تجربه كرده بود ، عافيت را برگزيد و به همين دستاورد راضى و خشنود شد كه سالم بازگردد !
در زمانى كه رسول خدا ( ص ) در بدر اقامت داشت يكى از افراد بنى ضمره كه در غزوهء ودان رسول خدا ( ص ) با آنان پيمان صلح بسته بود - نزد آن حضرت آمد و گفت : « اى محمّد ، آيا براى رويارويى با قريش آمدهاى ؟ » گويا اين سؤال او چنين ايهام داشت كه او نيز به سبب پخش شايعه شكست رسول خدا ( ص ) در احد از سوى قريش به آنان تمايل يافته بود . به همين دليل نيز رسول خدا ( ص ) در پاسخ او فرمود : « آرى اى مرد ضمرى . اگر نيز خواستى آنچه را با تو داريم ( يعنى پيمان صلح گذشته ) را باز پس مىگيريم و با تو مىجنگيم تا آن كه خداوند ميان تو و ما حكم كند » . او گفت : « نه اى محمّد به خدا سوگند ما را به چنين چيزى نيازى نيست » .
به هر حال رسول خدا ( ص ) بىآن كه هيچ جنگى درگيرد به مدينه بازگشت .
سبب رخ ندادن هيچ نبردى نيز پيمانشكنى قريش و عقبنشينى آنان از حضور در موعد نبرد بود و اين رخداد مانع آنچه قريش از پخش شايعهء شكست رسول خدا ( ص ) در احد انتظار داشت يعنى مانع ايجاد هيبت براى قريش و پايين آوردن موقعيّت پيامبر ( ص ) و مسلمانان در جزيرة العرب و بالا بردن موقعيّت مشركان مىشد .
واقدى مىگويد : از آنجا كه در مدّت هشت روز اقامت مسلمانان در بدر بازارى در آنجا برپا بود مسلمانان در طىّ اين مدّت به تجارت پرداختند و در حالى كه از طريق خريد و فروش در همين بازار از هر درهمى يك درهم سود برده و سرمايهء
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 618
مساهمون: حسين صابري
ص٦١٨