تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
در همان حال كه پيامبر ( ص ) عبد الله را در مدينه جانشين خود ساخته بود پدر او عبد الله بن ابى مسلمانان را از بيرون رفتن به سوى بدر براى رويارويى با مشركان باز مىداشت و آن‌گونه كه عروة بن زبير روايت كرده است پيامبر مردم را براى رويارويى با ابو سفيان بسيج مىكرد و در مقابل منافقان برخاسته بودند و مردم را از نبرد باز مىداشتند . امّا خداوند اولياى خود را از وسوسهء منافقان ايمن داشت و مسلمانان و اصحاب رسول خدا ( ص ) روانهء بدر شدند و كالاهايى نيز با خود برداشتند تا « اگر ابو سفيان را در آنجا نيابند از كالاهايى كه در موسم بدر به عرضه گذاشته مىشود خريدارى كنند » . بدين ترتيب پيامبر ( ص ) در ميان هزار و پانصد نفر از مسلمانان در حالى كه هدف همهء آنان به خاك ماليدن پوزهء مشركان بود به سوى بدر حركت كرد و در آنجا هشت شبانه روز اقامت فرمود و در انتظار ابو سفيان و قريش در موعدى كه خود آنان معيّن كرده بودند نشست ، امّا او در موعد مقرّر حاضر نشد . ابو سفيان كه براى جنگ با مسلمانان و حضور در موعد مقرّر دچار ترديد و دودلى بود در ميان قريش از مكّه بيرون آمد تا به مجنّه در ناحيهء ظهران رسيد . امّا هنوز ترديدى ناشى از ترس بر او مسلّط بود و به همين دليل به اين نتيجه رسيد از همان راهى كه آمده است بازگردد . وى در مورد علّت تصميم خود به بازگشت به قريش گفت : « اى جماعت قريش جنگ براى شما شايسته نيست مگر در سالى پرباران كه مراتع شما سيراب باشد و خود شير بنوشيد . امّا اين سال يك سال خشك و بىباران است و من از همين‌جا برمىگردم . شما نيز برگرديد » . پس از اين بازگشت مردم مكّه سپاهى را كه به فرماندهى ابو سفيان از مكّه بيرون رفته [ و بىهيچ دستاوردى بازگشته بود ] « سپاه سويق » مىناميدند و مىگفتند : « شما فقط از شهر بيرون رفته‌ايد تا سويق بخوريد و برگرديد » . شايد اين نامگذارى قدرى حالت سرزنش و ملامت داشت ، چرا كه آنان براى جنگ با مسلمانان از شهر بيرون آمده بودند ، امّا بىآن كه با آنان رويارو شوند و