سوء خود مصمم شده و به اجراى آن برخاسته بود ، چون زمان آن فرا رسيد دستش در اين كار او را يارى و همراهى نكرد .
آنگونه كه بارها يادآور شدهايم ، در موارد فراوانى در زندگى رسول خدا ( ص ) چنين حوادثى به چشم مىخورد ، امّا با وجود اين هرگز پيامبر اين حوادث را دليلى بر پيامبرى خود قرار نداد و به مبارزهطلبى و تحدّى اعراب بدان وسيله نپرداخت ، بلكه تنها قرآن را اعجاز خود دانست و اعراب را به هماوردى و مقابله با آن فرا خواند . اين نكته بدان سبب است كه امور خارق العادهء حسّى - از قبيل شفا دادن پيس و كور كه موسى انجام مىداد - با گذشت زمان از ميان مىرود در حالى كه بايد معجزهء پيامبر اسلام ( ص ) يك معجزهء جاويد باشد ، چرا كه رسالت او جاويد است و با گذشت زمان از ميان نمىرود . چنين معجزهء جاويدى چيزى جز قرآن نمىتواند باشد كه براى هميشه و در همه جا همهء نسلها را به مبارزه مىطلبد ، آنسان كه مىفرمايد : « بگوى اگر همهء انسانها و پريان بر اين همدست شوند كه براى اين قرآن همانندى بياورند ، نخواهند توانست همانندى برايش آورند ، هر چند برخى پشتيبان برخى ديگر باشند » « 34 » .
همچنان مهربانى
460 - ذكر اخبار غزوات و سرايا ما را از پرداختن به جنبههاى اخلاقى كه ميان رسول خدا ( ص ) و اصحاب او وجود داشت و دلهاى آنان را با او پيوند محبّت و مهربانى و دوستى مىداد بازداشت ؛ او مهربانى دلسوز و رؤوف بود كه به نيازمندان كمك مىكرد و با دردمندان همدردى . او سربازان خود را روانهء ميدان نبرد نمىكرد مگر آن كه آنان احساس مىكردند غرق در مهربانيهاى اويند ، چه او پيامبر رحمت و پيامبر حماسه بود و قبل از حماسهء رحمت و مهربانى مىبايست ، چرا كه ابزار و زمينهء پيروزى مهربانى با مردم و مهرورزى با سپاهيان و رعايت حال
هامش
( 34 ) - اسراء / 88 .